یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

نمای شمالی آن بنا

هر روز صبح از شهر بیرون می‌رفتم؛ و به سمت باغ فیلسوف به راه می‌افتادم، تا بتوانم سر درسش حاضر شوم. برای رفتن از شهر به آن باغ دو مسیر وجود داشت. راه کوتاه‌تری که از پایین تپه‌ها می‌گذشت؛ و راه بلندتری که از روی تپه‌ها و از دامنه‌ی کوه‌ها عبور می‌کرد.
من همیشه از جاده‌ی پایین تپه‌ها می‌رفتم. در مسیرم از مقابل یک ساختمان قدیمی عبور می‌کردم؛ ساختمان پیری که وقتی از برابرش می‌گذشتم، با دهان باز و چشمان خسته‌اش به من خیره‌ می‌ماند. کمی بعد از آن به یک رودخانه می‌رسیدم. جریان آب بسیار شدید بود، طوری که نمی‌توانستم از میان آن بگذرم. اما پلی روی آن ساخته بودند، که عبور را ممکن می‌کرد.
چند روزی، مسئله‌ای ذهنم را درگیر کرده بود. هر چه فکر می‌کردم، به پاسخی نمی‌رسیدم. از جست‌و‌جوی راه حل خسته شده بودم. یک بار که نا‌امیدانه به دنبال جواب می‌گشتم، پل شکسته‌ای را در برابر خود یافتم؛ و رود خروشانی را که راهم را به سوی باغ-مدرسه سد می‌کرد. طوفان پل را شکسته بود. چاره‌ای نداشتم، جز آن که خود را به راه بالایی برسانم. وقتی برای اولین بار در آن مسیر قدم گذاشتم، فهمیدم، می‌توانم، همه‌ی چیزهایی را که قبلا می‌دیدم، به گونه‌ی دیگری ببینم. به یاد آوردم، قبلا همیشه در راه، با بنای فرسوده‌ای ملاقات می‌کردم. سرم را که به سمت جاده‌ی پایینی گرداندم تجربه‌ی غریبی را از سر گذراندم؛ نگاهم با پنجره‌های یک آشنای قدیمی گره خورد. در حالی که به هم خیره شده بودیم، از مقابلش گذشتم. اما این بار دهان هر دوی ما باز مانده بود. انگار به راز تازه‌ای از یک دوست قدیمی پی برده باشم؛ و او من را در گذر از سال‌ها هم‌راهی محرم اسرار خود یافته‌باشد. اما آن چه که آن دیدار را برایم به‌یادماندنی می‌کند، اتفاقی است، که بعدا متوجهش شدم. مسئله حل شده‌بود. در آن لحظه، به جای آن مسئله، مسئله‌های دیگری، به هم‌راه یک تصمیم پیش من حاضر بودند. (مسئله‌ی مادر از دنیا رفته بود؛ و مسئله‌های فرزند با چشمان معصومشان، چشم‌به‌راه حل بودند.) وقتی به مدرسه رسیدم، پیش از آن که فیلسوف درس را آغاز کند، پرسیدم، استاد، غیر از آن دو راه معروف، برای آمدن از شهر به باغ خودتان، چه مسیرهای دیگری را می‌شناسید؟

the-north-facade

تبلیغات
آخرین نظرات

پست ویژه انقلاب در مدار ۳۶۰ درجه / جواد هادی

پست ویژه عکس برگزیده ۲۰۱۵ / نشنال جغرافی

پست ویژه برترین‌های پرینت سه بعدی ۲۰۱۵ / دیزاین‌بوم

انقلاب در مدار ۳۶۰ درجه / جواد هادی

پنجشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۵۵ ق.ظ

چرخ زمان می‌چرخد و گذشته‌ها را کهنه و غبارآلود می‌کند. گذشته‌هایی که بعضی‌شان نیازمند یادآوری است، تا ادامه‌ی حیات یابد و مسیر آغاز شده‌ای را به سرانجام رساند. شاهد مثال آن نیز تمثیل قرآن است، تمثیلی که باطل را کفی بر روی آب می‌داند و حق را سیلی پای‌دار و در حرکت. انقلاب اسلامی به سان یک شکاف مهم در دیوار کج‌ساخته‌ی بشر بود، دیواری که باید خراب میشد تا پایه‌های بنای مهم دیگری بر آن ساخته شود. فروریختن دیوار وظیفه‌ی نسل قبل بود و ساختن‌ش با ما.

مجموعه عکس‌های «انقلاب در مدار ۳۶۰ درجه»، این امتداد تاریخی و تلاش مستمر را در قالب تصاویری آشنا از گذشته و حال نمایش می‌دهد. خیابان‌ها و فضاها همان‌هاست که بوده و تنها انسان‌ها هستند که بعضی رفته‌ و بعضی آمده‌اند. تجمع‌های به یاد ماندنی دهه‌ی پنجاه و بعضی اتفاقات خاص آن دوران از میان تصاویر آرشیوی استخراج شده و با زندگی روزمره‌ی امروز پیوند خورده است. اگرچه از لحاظ گرافیکی در بعضی کارها به حداقل دست‌کاری گرافیکی بسنده شده، اما این امتزاج بدون مرز حس سادگی و خلوص را در خود دارد.

تصاویر/ انقلاب در مدار 360 درجه
  • فرزین خاکی

بازسازی میراث معماری سوریه / اسماعیل حریری

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ق.ظ

میراث فرهنگی گاهی نقشی فراتر از یک موجود قدیمی و جالب را بازی می‌کند. گاهی انسان‌ها برای بازیابی هویت‌شان مجبور به دست‌اندازی به همین میراث‌ شده تا به خودشان و دیگران ثابت کنند، که حضورشان در این دنیا بی‌ریشه نیست و فرزند پدرانی متمدن هستند. 

جنگ سوریه و عراق در مناطقی رخ داد که از لحاظ تمدنی و تاریخی جزو مهم‌ترین نقاط دنیا بود. موجوداتی مسخ شده که با بی‌رحمی بی‌سابقه‌شان هزاران انسان را از دم تیغ گذراندند و چندین میراث مهم تمدنی را نابود کردند. در این میان نکته‌ی جالب توجه دل‌سوزی گروهی برای این آثار تاریخی و نادیده انگاشتن قتل عام مردم بی‌دفاع در این چند سال بود.

اسماعیل حریری و چند هنرمند دیگر حالا به اسم پناهنده‌ٔ سوری شناخته می‌شوند. هنرمندانی که در مرز اردن، با هر آن‌چه در نردیکی‌شان بود دست به کار شده و با ساختن مجسمه و نقاشی یاد میراث معماری‌شان را زنده نگه داشته‌اند. آن‌ها مجموعه‌ای از آثار که بعضی به کلی نابود شده و بعضی در خطر نابودی هستند را به این شیوه بازسازی کرده و با هنر خود، نوعی مرثیه‌ی تجسمی سروده‌اند.

  • فرزین خاکی

همه‌ی پاریس در یک بنا / مارین و تروتین

دوشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۰۰ ب.ظ

اگر بالا و پایین شهر یکی شود، و اگر فقیر و پول‌دار، متخصص و کارگر و خیلی متضادهای دیگر مجبور شوند در یک جا خانه بسازند و کنار هم زندگی کنند چه پیش خواهد آمد؟ طرحی که گروه معماری فرانسوی برای مسابقه‌ی شهرداری پاریس ارائه کرده، کنایه‌ای جالب را در قالبی طراحانه بیان کرده است. آن‌ها خانه‌های پاریس را به چند تیپ مشخص تقسیم کرده و همه را در مجتمعی یک‌پارچه گرد هم آورده‌اند. سقف‌های شیروانی و صاف، نماهای پرکار و ساده، ساختمان‌های چند طبقه و کوتاه و کلی پارادوکس دیگر در یک حجم عجیب جا گرفته‌اند. اگرچه معمارها سعی کرده‌اند با هم‌باد کردن سطوح و استفاده از گیاهان کمی این مجتمع را منسجم‌تر جلوه دهند، اما کماکان حرف اصلی این کار را تفاوت‌های فاحش و طنزآمیز آن می‌زنند.

marin + trottin proposes innovative housing project for paris

  • فرزین خاکی

زندگی اسب‌ها / وویتک کتکوفسکی

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۰ ق.ظ
اسب حیوان نجیب و عجیبی است. فرم بدن و شیوه‌ی حرکت او صلابت خاصی دارد و استفاده از آن به عنوان مرکب جنگی، باعث شده تا خاطراتی حماسی از آن داشته باشیم. کتکوفسکی لهستانی که شیفته‌ی اسب عرب است و سال‌ها با این نژاد از اسب‌ها سر و کار داشته، مجموعه عکسی را از زندگی، رفتار و حرکات آن‌ها تهیه کرده است. حتما تصاویر او برای‌تان آشنا خواهد بود، چرا که عکس‌های او از حیات اسب‌ها چندین سال است که به صورت مجازی یا به شکل تابلوهایی در مکان‌های عمومی دیده می‌شود. او سعی داشته روح حاکم بر این نوع حیوان را به تصویر بکشد و اگر دقت کنیم خواهیم دید که تصاویر او هیچ کدام معمولی و عادی نیستند. در غالب تصاویر او هیجان دیده می‌شود و در بعضی دیگر وقار اسب با فضاسازی عکاس پر رنگ شده است.

  • فرزین خاکی

ساختمان‌های لوله ای / روزا دی یانگ

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۱۰ ب.ظ

حتما در بعضی از فیلم‌ها دیده‌اید که عده‌ای با نگاه کردن به ظرف شیشه‌ای، از وضعیت یک کشتی یا انسان در جایی دیگر با خبر می‌شوند، یا مواردی شبیه به این که در فیلم‌های علمی-تخیلی زیاد دیده‌ایم. ساخت‌مان‌های محبوس در شیشه‌ٔ دی یانگ چیزی شبیه به این داستان‌های افسانه‌ای است که این بار معماری نقش محوری آن را ایفا می‌کند. هنرمند، این بناهای مینیاتوری معلق در هوا را دورن لوله‌های آزمایش‌گاهی محبوس کرده است، لوله‌هایی که انسان را یاد نمونه‌برداری و آزمایش نیز می‌اندازند. انگار که ساخت‌مان‌ها را به هم‌راه زمین بسترشان از وسط شهر کنده‌ و آن‌ها را برای بررسی و آزمایش‌ آماده کرده‌اند !

test tube architecture

  • فرزین خاکی