یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

بلا رُبا

نعل اسب به آهن‌ربای U شکل نزدیک می‌شد؛ نزدیک و نزدیک‌تر.
آهن‌ربای U شکل گفت، دور شو! نزدیک نیا! نمی‌خواهم ببینمت! اما نعل اسب هم‌چنان پیش می‌آمد. نعل اسب به آهن‌ربای U شکل که رسید٬ آرام گرفت؛ و از حرکت بازایستاد. آهن‌ربا از نعل اسب پرسید: دوستم داری؟
نعل اسب پاسخ داد: معلوم نیست؟! آهن‌ربا گفت: پس خودت را آماده کن!
نعل اسب: برای چه؟!
دستی نعل اسب را جدا کرد؛ و برد. در حالی که نعل اسب ناباورانه آهن‌ربا را نگاه می‌کرد، صدای برخورد اجسامی سخت با سطح آهنی کوچک و U شکلی به گوش می‌رسید.

۱۱۰ مطلب با موضوع «painting» ثبت شده است

پرتره‌ی قالی / جیسون سیفی

يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۰ ب.ظ

جیسون سیفی ایرانی ساکن خارجی است که به الگوهای قالی ایرانی علاقه‌ی خاصی دارد. او الگوواره‌ها و خطوط هندسی و انتزاعی قالی‌های کهن ایرانی را دست‌مایه‌ی نقاشی‌های خود کرده و  قالی‌های دو سه متری جدیدی را در مقیاس یک به یک بازآفرینی کرده است. او با رنگ آکریلیک و جوهر، جزئیات را با چنان دقتی ترسیم می‌کند که گاهی تشخیص این بوم‌ها از فرش واقعی دشوار است، به خصوص که او در کارهای‌ش بی‌نظمی‌های عمدی‌ای را در رنگ و خطوط هندسی گنجانده، که این بوم‌ها را به فرش‌های پاخورده‌ی قدیمی شبیه‌تر کند.

خواه ناخواه این میزان از شباهت آثار سیفی به قالی‌های نفیس حقیقی، ما را به مقایسه وادار می‌کند. مقایسه‌ی این‌‌که خَلق این فرش‌ها با قلم‌مو و بافتن آن‌ها با سر انگشتان دست چه میزان متفاوت است؟ و هنرهای تجسمی مانند نقاشی و گرافیک تا چه میزان می‌توانند خود را به آثار صنایع دستی همانند قالی‌بافی نزدیک کنند؟

jason seife's hand-painted persian carpets are impossibly ornate

  • فرزین خاکی

قاب‌های اصیل / میگل لوش

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ق.ظ

میگل لوش در یک فرآیند ساخت و ساز، دیواری را که سی سال دست‌نخورده مانده بود به یک گالری تبدیل کرده است. او آثار چسب و سنگ و نوشته‌های روی دیوار را جزئی از تاریخ و اصالت آن می‌داند و سعی کرده که آن‌ها را به شیوه‌ای حفظ کند. دیوارهای این بنا یک‌سره رنگ سفید خورده‌ مگر قسمت‌هایی که آن‌ها برای قاب کردن انتخاب کرده‌اند، قاب‌هایی که هر کدام بخشی از این تاریخ محدود ۳۰ ساله را نمایه می‌کنند. به راستی معیار اصالت چیست؟ آیا می‌توان هر شیئ قدیمی را درون قاب کرد و آن را اصیل دانست؟

  • فرزین خاکی

نقاشی‌های وهم‌آور / راب گونسالوِس

يكشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ب.ظ

چشم انسان همه چیز را می‌‌بیند و همه چیز را درست هم می‌بیند. چشم در هم‌کاری با مغز اما گاهی به نتایج جالب و البته اشتباهی می‌رسند. تشابهات شکلی عامل اصلی این اشتباه است که غالبا یا به دلیل شباهت دو عتصر در مقیاس‌های مختلف رخ می‌دهد و یا شباهتی که به واسطه‌ی نگاه از پرسپکتیوهای گوناگون اتفاق می‌افتد (+). نقاشی‌های این پست به ظرافت از فریب‌های پرسپکتیوی استفاده کرده‌اند و با دنبال کردن گوشه به گوشه‌ی تصویر قطعا ما را دچار شگفتی می‌کنند.

عنوان نقاشی‌های این سبک را رئالیسم جادویی گذاشته‌اند،‌ آثاری که در آن‌ها همه‌ی عناصر، بازنمایی از واقعیت هستند اما با آرایشی خلاقانه و جدید، که منجر به درکی تازه و شگفت‌آور از واقعیت خواهد شد. نقاشی‌های گونسالوس اگرچه بیش‌تر به دنبال یافت‌های تصویری جدید است، اما به شدت ظرفیت داستان‌پردازی و پرداخت داستانی دارند.

  • فرزین خاکی

باغ کاغذی / صدیقه احمدی

شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۲۲ ب.ظ

عناصر و کیفیت‌های بصری (نقطه، خط، سطح، حجم، تعادل، تناسب، ریتم و ...)٬ زبان هنرهای تجسمی را می‌سازند. هنرمندان تجسمی از طریق تجربه و آزمون به درکی از این زبان دست می‌یابند؛ و موفق می‌شوند از این طریق با مخاطبان‌شان ارتباط برقرار کنند. از دیگر سو، این عناصر و کیفیت‌ها، شاید جلوه‌هایی هستند از معانی بلندی در عوالم دیگر؛ و هنرمندان، گاهی مشاهداتی را که از ره‌گذر سیر در باغ دل خود به دست‌ آورده‌اند، در کالبدهایی مجسم می‌یابند. آن گاه این تجسمات را به ماده می‌بخشند، تا برای دیگران هم دیدنی شوند.

صدیقه احمدی، هنرمند تصویرگری است، که پاره‌ای از تجارب تجسمی‌ خود را چنین شرح می‌دهد: «تکه‌های کاغذ حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند. درکنار هم  رنگ‌هایشان دل‌نشین و چشم‌نواز بود. و من غرق در تماشای آن‌ها، به دنبال حرف‌های نگفته‌ی‌شان، آن‌ها را زیر و رو می‌کردم. هر پاره‌ی وجودشان برای من معنی داشت. شاید حرف ‌آن‌ها حرف دل من بود. آن‌ها آرامشی پرتلاطم داشتند. خوب که کنار هم چیدم‌شان، حرف آن‌ها را فهمیدم. من و کاغذها با هم یکی شده بودیم. ...» او این تجربه‌ها را در جریان به تصویرکشیدن جلوه‌هایی از زیبایی و جمال بلا در عاشورا به دست آورده؛ تصاویری که با تکنیک تکه‌چسبانی (کلاژ) خلق شده‌اند؛ و معصومیتی کودکانه دارند.

  • علی حاجی‌اکبری

خط در تصویرسازی / کاترین رَثکی

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۶ ق.ظ

کاترین رثکی یک تصویرساز آمریکایی است. خط که از عناصر بصری و تجسمی است، در تصاویر او نقش پررنگ و قدرت‌مندی بازی می‌کند؛ خطوطی که آزاد و رها ترسیم می‌شوند.

رثکی برای کارش از ابزار دیجیتال استفاده می‌کند؛ ترسیمات اولیه و اسکیس‌هایش را در فتوشاپ می‌کشد، که منطقی پیکسلی دارد؛ در فتوشاپ، مربع‌های رنگی (پیکسل‌ها) هویت و اصالت دارند؛ پس از این مرحله، برای نهایی شدن تصویر، و کار با خط، از نرم‌افزار ایلاستریتور استفاده می‌کند؛ ایلاستریتور با پیروی از منطق وکتور، خطوط را به رسمیت می‌شناسد؛ و به آن‌ها شخصیت می‌دهد. استفاده از نرم‌افزارهایی با منطق‌های گوناگون، به رثکی کمک کرده، تا حال‌ و هوای خاصی به تصاویرش ببخشد.

  • علی حاجی‌اکبری

نقاشی بر دیواره‌ی کلیسا / اوکودا سن میگل

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۱۱ ب.ظ

اُکودا سن میگل تمام سطوح بیرونی یک کلیسای متروک در مراکش را نقاشی کرده است. او نقاشی‌های زیادی را بر دیواره‌های شهری کشیده است که در تمامی آن‌ها همین ساختار هندسی و ترکیب رنگی دیده می‌شود. کارهای او اغلب دارای کاراکترهایی است که چهره‌ای واضح ندارند و بعضی از آن‌ها با افکاری بیمارگونه ترسیم شده‌اند. او با این سبقه‌ی کاری حالا پیکر بی‌جان یک کلیسای کهنه را بوم خود کرده و با تنوع رنگی تمام، سطوح آن را پوشانده و یازده چهره‌ را در دهانه‌های آن ترسیم کرده است. اگرچه او در گوشه‌هایی از این نقاشی‌های انتزاعی به شکل نمادین آسمان را تصویر کرده و سعی در ارتباط دادن آن با کلیسا داشته است، اما به نظر می‌رسد تمام احترام او به کلیسا به همین اشاره‌های کوچک خلاصه شده و برای او محل عبادت با دیواره‌های یک سیلو تفاوتی نمی‌کند.

okuda san miguel paints colorful characters on abandoned church in morocco

  • فرزین خاکی

بازسازی میراث معماری سوریه / اسماعیل حریری

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ق.ظ

میراث فرهنگی گاهی نقشی فراتر از یک موجود قدیمی و جالب را بازی می‌کند. گاهی انسان‌ها برای بازیابی هویت‌شان مجبور به دست‌اندازی به همین میراث‌ شده تا به خودشان و دیگران ثابت کنند، که حضورشان در این دنیا بی‌ریشه نیست و فرزند پدرانی متمدن هستند. 

جنگ سوریه و عراق در مناطقی رخ داد که از لحاظ تمدنی و تاریخی جزو مهم‌ترین نقاط دنیا بود. موجوداتی مسخ شده که با بی‌رحمی بی‌سابقه‌شان هزاران انسان را از دم تیغ گذراندند و چندین میراث مهم تمدنی را نابود کردند. در این میان نکته‌ی جالب توجه دل‌سوزی گروهی برای این آثار تاریخی و نادیده انگاشتن قتل عام مردم بی‌دفاع در این چند سال بود.

اسماعیل حریری و چند هنرمند دیگر حالا به اسم پناهنده‌ٔ سوری شناخته می‌شوند. هنرمندانی که در مرز اردن، با هر آن‌چه در نردیکی‌شان بود دست به کار شده و با ساختن مجسمه و نقاشی یاد میراث معماری‌شان را زنده نگه داشته‌اند. آن‌ها مجموعه‌ای از آثار که بعضی به کلی نابود شده و بعضی در خطر نابودی هستند را به این شیوه بازسازی کرده و با هنر خود، نوعی مرثیه‌ی تجسمی سروده‌اند.

  • فرزین خاکی

تپ‌استری تلفیقی / آنا ترزا باربوزا

چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۵۹ ب.ظ
تپ‌استری فنی‌ست که در آن با تغیبر الگوی بافت به جلوه‌های بصری متفاوت و ترکیب متریال می‌رسند. در تپ‌استری هرچه که هست، نوعی شوق ساختارشکنانه را فریاد می‌زند.  هنرمندان تپ‌استری که غالبا خانم‌ها هستند، بیش‌تر در جریان سنتی بافت فعال هستند، اما در نقطه‌ای به دلیل خسته‌گی از رویه کار یک‌نواخت بافت یا ره‌یافت‌های جدید، به سمت تپ‌استری روی می‌آوردند. 
آنا ترزا باربوزا، از فعالان این عرصه با تلفیق تپ‌استری، نقاشی و عکس به جلوه‌های جدید و تحولی از این هنر دست پیدا کرده است که در مواردی به امتداد یک جلوه لصری در فضای واقعی انجامیده‌است.

  • یانون دیزاین

مردانی با دو پای چپ / هنرمندان مصر باستان

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۰۰ ق.ظ

خلق آثار هنری تجسمی، همیشه به یک منظور انجام نگرفته‌است؛ مثلا، انسان، همیشه نقاشی را به منظور بازنمایی واقعیت‌های بصری، یا بیان یک احساس، یا آفرینش فرمی احساس‌برانگیز، یا از سر گذراندن تجربه‌ای زیباشناختی، یا رسیدن به لذتی محسوس، نکشیده‌است. ممکن است، انگیزه‌هایی غیر از این‌ها او را به این کار برانگیخته باشد. و احتمالا منطق صوری حاکم بر اثر، با این انگیزه در ارتباط است.

گاهی هنرمند در پی آن است که هر چیز را در روشن‌ترین نمود آن و به کامل‌ترین شکل ممکن بازنمایاند. در این حالت، او به دنبال بیان واقعیات، آن گونه که یک ناظر انسانی خاص، از زاویه‌ای معین و محدود ادراک می‌کند، نیست. شاید در نظر او، تصویر یک موجود، مرتبه‌ای از هستی آن موجود باشد، و این توانایی را داشته باشد، که به مراتب بالاتر صعود کند؛ و به گوهر حیات دست یابد؛ به شرط آن که کامل و واضح باشد. بر اساس یک روایت از تاریخ هنر، در سنت نقاشی مصر باستان، هنرمندان به دنبال چنان تصویری بودند. برای ترسیم یک انسان، هر بخش از بدن را از زاویه‌ای که نمود کامل‌تر، روشن‌تر یا زیباتری داشت، مجسم می‌کردند. در تصویری که به دست می‌آمد، چشم، شانه‌ و سینه‌ها از نمای رو‌به‌رو دیده می‌شد، در حالی که صورت، دستان و پاها نیم‌رخ بودند. این روایت، مجهولاتی را برایمان باقی می‌گذارد؛ مثلا، چرا هنرمندان مصری گاهی هر دو پا را با نمای داخلی‌شان نمایش می‌دادند؛ یعنی، هر دو پا را طوری می‌کشیدند، که فقط بزرگ‌ترین انگشت‌شان دیده می‌شود؛ و انگشتان دیگر، که پشت آن پنهان هستند، دیده نمی‌شوند؛ انگار یکی از پاها که قرار بود از نمای بیرونی دیده شود، صد و هشتاد درجه چرخیده. نتیجه جالب است! مردانی با دو پای چپ، یا دو پای راست!

  • علی حاجی‌اکبری

خانه‌ی مکعب شکل / نگارگران مسلمان

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۵ ق.ظ

یکی از اعجاب‌برانگیزترین ساخته‌های دست بشر، خانه‌ی بی‌پیرایه‌ی کعبه در شهر مکه است، که بی‌شک تحت تاثیر آموزه‌ای قدرت‌مند و برمبنایی غیربشری بنا شده‌است. اگر از نمود‌های رسانه‌های امروز رئال دنیا عبور کنیم، درکی که تصاویر انتزاعی هنر نگارگری اسلامی از کعبه نشان می‌دهند، در امتداد سنت واقعیت‌گریزی هنر اسلامی، تصویری جالب و قابل توجه است. کعبه‌ای که در نگاره‌های دوران اسلامی نمود دارد، از تحولات خانه‌ی خدا در طول زمان‌ها و نیز تناسبات خاصی که هنرمندان در بازنمود خانه درک می‌کرده‌اند حکایت دارد. خانه‌ی خدا چهار ضلعی‌ست و از همین جهت کعبه نامیده‌شده‌است و مترادف مضامینی عالی در سطوح مختلف وجودی‌ست.

در متون اسلامی آمده است که شخصی از امام جعفر صادق (ع) پرسید، چرا کعبه را کعبه نامیدند؟ حضرت پاسخ دادند، زیرا خانه‌ای است، چهارضلعی؛ و دارای چهار دیوار. سوال‌کننده پرسید، چرا چهار دیوار دارد؟ امام فرمودند، چون «بیت‌المعمور» دارای چهار ضلع است. پرسش گر به جست‌و‌جوی علت ادامه داد، یا آن که حضرت صادق (ع) خود پاسخ دادند، بیت‌المعمور چهار ضلع دارد، چرا که « عرش » دارای ارکان چهارگانه است. امام گفتند، اگر بپرسی چرا عرش دارای چهار رکن است، برای این که کلماتی که دین بر آن بنا شده چهار تاست؛ « سبحان الله، و الحمد لله، و لا اله الا الله و الله اکبر. »

  • علی حاجی‌اکبری