یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

دوباره یانون‌دیزاین

قریب به نه ماه از آخرین پست انتشاری یانون‌دیزاین می‌گذرد! و دقیق‌تر قریب به یک سال از کم فعالیت‌ شدن و خسته‌ شدن یانون‌دیزاین!

یانون‌دیزاین تا پیش از این یک سال، با جامعه بزرگ و علاقه‌مندی از حوزه طراحی ، معماری و هنر آمیخته شده بود. خیلی‌ها در سال‌های ۸۶ که فقط به فرستادن ایمیل‌های گاه‌به‌گاه دیزاین به صندوق ایمیلی معدودی از دوستان ورودی ۸۵ دانش‌گاه هنرم مشغول بودم تا همین آغاز سال ۹۶ ، کم کم روزانه با ایمیل روزنامه یانون‌دیزاین، سیر اینترنتی خودشان در جهان هنر و طراحی را شروع می‌کردند. خیلی‌ها ابراز لطف فراوانی را در این سال‌ها به تیم فعال یانون‌دیزاین ابراز کرده‌اند و همین خیلی‌ها و بسیاری که منتقدانه و تیزبین همیشه ما را مدنظر داشتند، عمده انرژی و انگیزه پیش‌برد حرکت یانون‌دیزاین بودند. 

واقعیت آن است که مسائلی شخصی برای یک‌سالی این حرکت را متوقف کرد... اما عمده انگیزه‌ای که این سال‌ها پشت یانون‌دیزاین بود و اتفاقات خوبی که پیرامون آن در سال‌های گذشته افتاده بود مانع آن می‌شد که به کل یانون‌دیزاین را فراموش کنیم....

ما به امید خدا از امروز یعنی ابتدای اردی‌بهشت ۹۷ دوباره با انگیزه شروع خواهیم کرد. با هم از جهان هنر و طراحی خواهیم دید.... روزانه و پابه‌پای تحولاتی که در پیرامون‌ ماست.

کاباره‌ی جنگ‌های صلیبی / وائل شاوکی

شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۶ ق.ظ

جنگ‌جوی بزرگ، با آن گنبد طلایی‌رنگ شبیه سربازی به نظر می‌رسید که کلاه‌خودش را محکم گذاشته؛ آماده‌ی نبرد باشد. حریف‌ش هم که در برابر او بود، کلاه‌خودی بر سر داشت؛ و با فریفتگی بسیار به سمت او می‌آمد. از زیر کلاه‌خود حریف، آب‌شاری سرازیر می‌شد، و بر شانه‌هایش می‌ریخت، که مانند کلاه‌خود جنگ‌جوی بزرگ، طلایی بود. حریف، نه چون سربازی که به میدان رود، که مانند فاتح پیروزی گام برمی‌داشت. وقتی به پیکر زخمی او رسید، با قساوت از شکاف زخم عبور کرد؛ و با یک گام وارد کالبد چاک‌چاک‌ش شد؛ مانند سمی مهلک که از رگ وارد شود، خود را به قلب او رساند. رگ‌های جنگ‌جوی بزرگ پر از اسبانی شده بود، که مانند ویروس از راه زخم‌ها وارد شده‌بودند. شیهه‌ی اسبان نمی‌گذاشت گوش حریف، ضربان قلبی را که هزاران سال از تپش باز نه‌ایستاده‌بود بشنود؛ قلبی که با همه‌ی سختی‌اش، از قلب خودش، بسیار نرم‌تر بود.
سرباز دیگری که سر بر دامان جنگ‌جوی بزرگ داشت به زحمت دریچه‌ی چشمان‌ش را باز کرد. بر پیکرش خطوط سرخی دیده می‌شد؛ خطوط سرخی که کسی با شلخته‌گی و بی‌نظمی هر چه تمام‌تر به جا گذاشته باشد. دوست داشت در قلب جنگ‌جوی بزرگ جای گیرد؛ اما توان باز نگاه‌داشتن چشمانش را هم نداشت. آخرین تصویری که از دریچه‌ی چشمان سرباز بر زمین‌افتاده چون تیر عبور کرد، حریفی بود که از شکاف پیکر جنگ‌جوی بزرگ بیرون می‌آمد، در حالی که باد موهای طلایی‌اش را به اهتزاز درآورده‌بود، و دهانه‌ی اسبی را در دست داشت. بر پیکر حریف موطلایی نیز خطوط سرخی خودنمایی می‌کرد؛ اما نه بی‌نظم و درهم‌ریخته‌، که با هندسه‌ای قاطع و صریح٬ در هیئت دو خط عمود بر هم، بر زمینه‌ای سپید. سرباز بر زمین افتاده نام کسی را که آه صدا می‌کردند، بر زبان آورد، و چشمان‌ش را بست.

وائل شاوکی یک هنرمند مصری است، که جنگ‌های صلیبی را دست‌مایه‌ی اثر سه‌گانه‌ی خود، با عنوان «کاباره‌ی جنگ‌های صلیبی» قرار داده است. این سه‌گانه، شامل سه نمایش‌ موزیکال به شیوه‌ی عروسکی است، که در قالب ویدیو ارایه شده است و بی‌مناسبت با ایام اخیر و روز قدس نیست.

[+]

نظرات (۱)

ای کاش برای دانلود پیدا می شد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی