یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

بلا رُبا

نعل اسب به آهن‌ربای U شکل نزدیک می‌شد؛ نزدیک و نزدیک‌تر.
آهن‌ربای U شکل گفت، دور شو! نزدیک نیا! نمی‌خواهم ببینمت! اما نعل اسب هم‌چنان پیش می‌آمد. نعل اسب به آهن‌ربای U شکل که رسید٬ آرام گرفت؛ و از حرکت بازایستاد. آهن‌ربا از نعل اسب پرسید: دوستم داری؟
نعل اسب پاسخ داد: معلوم نیست؟! آهن‌ربا گفت: پس خودت را آماده کن!
نعل اسب: برای چه؟!
دستی نعل اسب را جدا کرد؛ و برد. در حالی که نعل اسب ناباورانه آهن‌ربا را نگاه می‌کرد، صدای برخورد اجسامی سخت با سطح آهنی کوچک و U شکلی به گوش می‌رسید.

تجربه پروئیت ایگو به مثابه الگویی برای مسکن مهر
یانون‌دیزاین -
 م. مشایخی (کارشناس ارشد مهندسی معماری؛ دانش‌گاه تربیت مدرس)
———-

در این یادداشت، نویسنده محترم با بیان وضعیت کلی نگاه به سکونت در عصر مدرن و دوران پس از آن، با طرح چالش‌های موجود در این عرصه، به بررسی نمونه‌ای از معماری مسکونی انبوه‌سازی دوران مدرن یعنی شهرک‌ مسکونی پروئیت ایگو -که مجموعه‌ای جریان‌ساز و البته نمادین در عصر مدرن به شمار می‌آید،- می‌پردازد و بعد از تشریح و ریشه‌یابی علل ناکامی پروژه‌های مسکونی عصر مدرن، با طرح سوالاتی سعی می کند تا میان پروژه‌های مسکن مهر در ایران و پروژه‌های مسکونی عصر مدرن، رابطه‌ای هم‌ارز برقرار کند. تجربه‌ی ارائه شده و نیز پرسش‌های انجام شده ، در پاره‌ای موارد،  پرسش‌هایی مهم و دقیق هستند و پاسخ به آن‌ها می تواند راه‌گشای حل معضلات امروز ایران عزیز باشد.

———-

برای ورود به مساله ابتدا به طرح سابقه تاریخی موضوع می پردازیم. در این عرصه اگر چه درهمه دوران‌های تاریخ معماری، مسأله طراحی پایدار پاسخ‌گو به نیازهای متنوع کاربران مطرح بوده است اما ارائه گسترده وسیعی از پاسخ ها به این سوال و تجربیات تلخ معاصر پس از مدرنیته لزوم توجه و انتخاب درست در آن را بیش از پیش مورد توجه قرار داده است. بر این اساس ابتدا دوران مدرن را مورد نقد قرار می‌دهیم و سپس به گرایش‌های اصلاحی پس از آن و توجه به پایداری اجتماعی می پردازیم.

 

تجربه سکونت در مجتمع های انبوه سازی ارزان قیمت

تجربه سکونت در ساختمان‌های بلند که پس از انتشار اصول مدرنیسم به عنوان الگوی سکونت جدید انسان مطرح شد، اگر چه بخشی از دست‌آوردهای فنی بشر و پاسخی به مشکلات افزایش جمعیت در شهرها بود ولی این الگوی جدید به سرعت نقاط ضعف خود را نشان داد و کمتر از یک دهه پس از آن موج انتقادات آغاز شد. تا اینکه به قول جنکس: در ساعت 3:32 بعد از ظهر روز 15 ژوئیه 1972 با انفجار و تخریب مجموعه "پروئیت ایگو" که دقیقاً بر اساس منشور سیام و دستورالعمل های مدرن مسکن ساخته شده بود، معماری مدرن مرد.(جنکس، 1373)

این مجتمع، به گفته کیویستو، در دهه‌ی پنجاه به دست یکی از شاگردان‏ لوکوربوزیه (مینورو یامازاکی) و در واقع مبتنی بر اصول و هدف‌های مدرنیسم برای ایجاد اجتماعی پرنشاط و شهروندانی فعّال طراّحی شده بود، در حالی که در کمتر از دو دهه این مجتمع را بیشتر خانوارهایی‏ اشغال کردند که سرپرست‌شان زن‌هایی فقیر و نیازمند کمک‏های بهزیستی بودند و مجتمع به عنوان محلّی‏ خطرناک و پاتوق معتادان به موادّ مخدّر و دزدان و آدم‏کشان بر سر زبان‌ها افتاد. این(به تعبیری)پایان‏ رؤیاها و امیدهای مدرنیسم بود که سعی داشت‏ بر اساس اصولی تخصّصی جامعه‏ای مدرن و ایده‏آل‏ بسازد، ولی در واقع بدون شناخت درست از نیازهای اساسی و واقعی مردم و بی‏اعتنا به آنها.

مدرنیسم اگر چه به لحاظ فیزیکی موفق شد در مدت کوتاهی مجتمع‌های مسکونی برای اقشار آسیب پذیر جامعه پدید آورد ولی نتوانست محیطی ایجاد کند که انسان ها در آن آرامش یابند. مسکن از نظر معمار مدرن فضایی بسته بود که فرد در آن می توانست به فعالیت‌های خصوصی بپردازد، اما این که این فرد به جز جا، نور و تهویه نیاز به یک تعامل تنظیم شده با قلمرو دیگران هم هست چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. هاچئون(1989) گرایش غرب به معماری‏ مدرن را « ازخودبیگانگی و انسانیّت زدایی » (alienation and dehumanization) می‏خواند. حال آن که همین معماری مدرن زمینه ای برای معماری معاصر کشورهای در حال توسعه را فراهم کرد.

در مجتمع پروئیت ایگو، فضاهایی که قلمرو افراد را به خوبی از هم جدا نمی کرد نخستین اصطکاک ها را بین ساکنین مجتمع‌ها ایجاد کرد، دومین ناهنجاری مشهود در این مجتمع‌ها عدم امکان استفاده از فضای باز به صورت خصوصی بود. و تفکیک ناقص فضای عمومی راه‌رو‌های مجتمع فقط بوسیله در نازکی از فضای داخلی واحدها جداشده بودند.  همه این‌ها در کنار اشراف کامل واحد‌های آپارتمانی به هم و عدم تطبیق خواسته‌های کاربران با امکانات بناها در نهایت موجب شد، استفاده‌کنندگان این فضاها به تدریج به گروه‌های خاصی تبدیل شوند که در یک کلام آن‌ها را افراد ضد اجتماع می‌نامیم. جریان این تغییر هویت اجتماعی نیز بسیار ساده است. در ابتدا خانواد‌ه‌هایی که توانایی خارج شدن از این شرایط را داشتند محل زندگی خود را به هر ترتیبی به بیرون از این مجتمع‌ها انتقال دادند. سپس افرادی که از ناامنی و نابسامانی شرایط راضی بودند یا لااقل در برابر آن کاری نمی‌توانستند انجام دهند جای آن‌ها را گرفتند. علاوه بر این‌ها خود محیط نیز افراد را به نحوی پرورش می داد که با فرهنگ این محیط سازگار باشند. به صورتی که شرایط را پذیرفته و خود جزئی از آشفتگی اجتماعی شوند.

سرانجام زمان آن فرا رسید که جامعه فکری به حال این شهرک‌ها کند.

بسیاری از بلوک‌های مسکونی  نواری(که روزگاری رویای لوکوربوزیه بود) به عمد در پروئیت ایگو، سن لوییس و خیلی شهر‌های دیگر در اروپا و امریکا منفجر شدند. با شروع نیمه‌ی دوم دهه هفتاد، این انفجارها شکل کاملا معمول در برخورد با شکست روش‌های ساختمان‌سازی مدرن شدند. شاید در نگاهی سطحی بتوان گفت قطعات پیش‌ساخته، فقدان حریم‌های شخصی  و مجتمع مسکونی بیگانه با انسان زمینه مرگ معماری مدرن را فراهم کردند. اما حقیقت این است که در ساخت مجتمع‌هایی نظیر پروئیت ایگو نگاه حداقلی و ناقص به موضوع سکونت قلب چالش را پدید آورده بود.

تجربه های ایران
اگر چه نخستین ساختمان‌های بلند اهداف مسکونی در ایران ساخته نشد؛ اما ایده زندگی در ساختمان‌های بلند در ایران از گذشته وجود داشت. پس از تدوین تصویب قانون تملک آپارتمان‌ها احداث بناهای بلند مسکونی آغاز گشت. مضمون ماده‎ی مذکور تشویق و ترغیب بخش خصوصی به سرمایه گذاری در احداث بناهای بلند مسکونی را به همراه داشت که عیناً به شرح زیر آورده می شود:

«شرکت هایی که منحصراً به منظور ایجاد واحدهای مسکونی ارزان قیمت برای طبقات متوسط و کم درآمد در داخل شعاع 50 کیلومتری مرکز تهران، کمتر از ده طبقه نباشند و در خارج از شعاع مذکور طبقات آن از تعدادی که در آیین نامه ی موضوع تبصره ی این ماده تعیین خواهد شد، کمتر نباشد و طبق ضوابط و قیمت های تعیین شده از طرف وزارت دارایی و وزارت آبادانی و مسکن ظرف مدت 10 سال از تاریخ تصویب این قانون احداث می کند، از پرداخت مالیات معافند، مشروط بر این که مدت اقساط آن کمتر از 80 سال نباشد» (بهرون، 1375: 18).

نخستین بناهای بلند مسکونی در ایران، مجموعه آپارتمان‌های بهجت آباد و آپارتمان‌های پارک ساعی‌اند که توسط سازمان مسکن بین سالهای 1343تا 1349  خورشیدی ساخته شد.

انقلاب صنعتی و پیامدهای صنعتی سازی و پایداری
پس از انقلاب صنعتی، توسعه سریع همه جانبه پس از مدرنیته با همان سرعتی که همه شئون زندگی انسان را تغییرداد، عصری نوین را پدیدارکرد. این تغییرات لزوم دقت در اموری را ثابت کرد که تا آن زمان چندان مورد توجه نبودند. تحولات سریع و صدمات ناشی از بازگشت‌های اجباری، جهت‌دهی آگاهانه را در توسعه به امری جبری بدل کرد. نتایج  نگرش‌های اولیه روشن ساخت که توسعه صنعتی در بعد زیست محیطی یک فرآیند ناپایدار است و به زودی عواقب رشد سریع صنعتی گریبان عاملان خود را خواهد گرفت، گرم شدن زمین، تغییرات آب و هوا، افزایش بلایای طبیعی و... همه ضرورت توجه به توسعه پایدار زیست‌شناختی را نشان داده است. اما مشکلات عصر جدید فقط در مسائل بیولوژیک خلاصه نمی‌شد. ساختارهای پیچیده جوامع و الگوهای مالی و هم‌چنین پیچیدگی و گستردگی پروژه هایی که نیاز این عصر بود توسعه را در دو منظر دیگر نیز تحت تاثیر قرار داد.

پایداری توسعه معماری به جز در زمینه‌های پایداری اقتصادی و زیست محیطی - و شاید مهم‌تر از هر دو این‌ها- به پایداری روند توسعه در ساختار غیر کالبدی جامعه وابسته است. معنا و ارزش هر مکانی به مسائل گوناگونی وابسته است که هر یک بخشی از تجسم فرهنگ آن جامعه است. تخریب پروژه‌هایی مانند پروئیت ایگو نشان داد، آنچه منش مدرن و منشور سیام به عنوان الگوی سکونت ارائه کرده بود، الگوی چندان مناسبی نیست. این ساختمان‌ها با اینکه بسیاری از نیاز‌های انسان را برآورده می کردند، ولی تا حدی که پیش بینی می‌شد نتوانستند جایگزین مسکن سنتی شوند. وبیش از این‌که مشکلات زندگی شهری را حل کنند خود به مشکلات عمده ای تبدیل شدند.

مسکن مهر یا مسکن بی مهری
با وجود چالش هایی که درباره ساخت مسکن انبوه و ارزان قیمت گفته شد، باز هم گرایش به ساخت بناهای بلند مسکونی ادامه دارد، هنوز آپارتمان‌ها ساخته می‌شوند و هرچه بی‌روح‌تر و بی‌معناتر از گذشته فضاهایی را برای زندگی انسان پدید می‌آورند که انسان را از هویت نخستین خود دور و دورتر می‌کند. در این راستا دولت نهم و دهم دست به کار ساخت بزرگترین پروژه مسکن‌سازی انبوه در تاریخ معماری ایران شد. پروژه ای برای ایجاد مسکن ارزان قیمت و انبوه به صورت آپارتمان های ساده قوطی کبریتی در اطراف شهرهای بزرگ. پروژه‌ای خاطره مسکن سازی پس از جنگ جهانی دوم در اروپا را این بار در ایران زنده می کرد.

اما چه عواملی تداوم جریان ساخت مسکن ارزان قیمت به صورت آپارتمانی را مهیا می کند؟

قیمت بالای زمین و تاسیسات شهری.
نیاز به مسکن ارزان قیمت و بهره بردن از حداقل مصالح.
بالا بردن سرعت ساخت.
برنامه ریزی کوتاه و در نظر نگرفتن الگوهای توسعه پایدار.
و یا عوامل دیگری از این دست.

اما اگر پاسخ ما این باشد که مسئله تهیه مسکن در حال حاضر آن‌چنان دست و پا گیر شده  که دولت برای حل آن ناگزیر از اجرای این طرح بود و تلقی ما از موضوع آفت‌های فرهنگی و اجتماعی این جریان در حاشیه موضوع مسکن قرار دارد، چند سوال اساسی مطرح می شود که پاسخ به آن‌ها نامعقول بودن پروژه مسکن مهر را به خوبی روشن می کند:

1. آیا هدف ار ساخت مسکن حل مشکلات اجتماعی است؟ آیا آپارتمان‌های ارزان قیمت مشکل مسکن را حل خواهد کرد یا ریشه دارتر؟

2. اگر هدف از ساخت مسکن مهر، تهیه مسکن برای اقشار نیازمند است، چرا ساز و کار منسجمی برای کنترل خرید و فروش واحدهای واگذار شده اندیشیده نشده است و تعاونی‌های مسکن مهر عملاً به بازار‌های واسطه گری درجه دو مسکن مشابه همان چیزی که در مسکن شهرها وجود دارد تبدیل شده اند؟

3. آیا محیطی حاشیه شهر و سرشار از زمینه های محیطی جرم می‌تواند محیطی برای زندگی نسل جوان باشد؟ آیا فرزندان آینده این مرز و بوم باید در چنین مراکزی تربیت شوند؟ آیا چنین نسلی می تواند نوید آینده‌ای روشن را برای ایران بدهد؟

4. اگر مسئله مسکن تا این حد بحرانی‌ست چرا رئیس جمهور با اینکه کمتر از 5 درصد ثبت‌نام‌کنندگان مسکن مهر به خواسته خود رسیده‌اند، در سخنرانی‌های سفرهای استانی خواستار افزایش جمعیت است؟

5. آیا مسکن مهر تجربه تلخ پروئیت ایگو را برای ما تکرار خواهد کرد؟

-----------
پی‌نوشت از یانون‌دیزاین:

راستی پیش از این هم در یانون‌دیزاین در مورد پروئیت ایگو پستی داشتیم که در اون جا من هم نزدیک به نظر جناب مشایخی خوش‌بین نبودم به خیلی از کارهای در حال اجرا... البته نه همه اش! :)

نظرات (۱۸)

سلام،
ممنون یحیی جان، درباره بحث اون بالا منم ترجیح می دم ادامه ندم
اما درباره مسکن مهرتا حدود زیادی باهات موافقم ومعتقدم خیلی از افراد عالم و با تقوا هم بودند که در خلال اجرای پروژه مسکن مهر از فرصت استفاده کردند و مجموعه های خوبی برای مردم ساختند که باقی الصالحات براشون میشه انشاء ا... تعالی
اما این پروژه ها حکم استثناء رو دارن 
در واقع ابلاغ هایی که به استانداری ها شد نشون میده نگاه به موضوع مسکن در پروژه مسکن مهر کاملاً نگاه کمی و به دور از معماری انسانیه
و منظور بنده هم از مسکن بی مهری همین رویکرد دستگاه های بالادستی به موضوع مسکن مهر بود که طبیعتاً در شهرهای بزرگ بیشتر خودشو نشون میده
و در شهرهای کوچک هم زمینه مهاجرت به شهرها رو فراهم می کنه
والسلام
در مورد "مسکن مهر" اعتقاد دارم که هر کس این کلمه رو بگه و یک چیز مشخص رو مراد کنه از سر کم‌اطلاعی یا خدای نکرده غرض حرف می زنه
حقیقت اینه که مسکن مهر پروژه ای عظیم و دارای ابعاد گوناگونه و حتی به طور مصداقی در میان پروژه‌های مسکن مهر خیلی تفاوت حس می شه .
مسکن مهرهایی بسیار ارزش‌مند و خوب در ایران در حال اجراست
و در مقابل مسکن مهرهایی هم ساخته شده و حتی داره ساخته می شه که به واقع همون طور که جناب مشایخی فرمودن مصداق بارز "مسکن بی مهریه"
نباید همه این ها رو به یک چشم دید
پروژه ساخت چند میلیون مسکن در مدت کوتاهی (که به حق از نیازی جدی حکایت داره و هرکس این نیاز رو لمس نمی کنه احتمالا شکم سیر و دلی خوش داره! :) ) به واقع اون قدر بزرگه و به طور عملیاتی و ضربتی در حال کاره که درصدی خطا و سیر تحول تا رسیدن به مطلوب در موردش مورد پذیرشه 
اما واقع اینه که در مواردی برخی نگرش های غلط بنیانی هم بر جریان مسکن مهر حاکمه که دل اهل دردی نظیر نویسنده رو به درد آورده  واین درد حقه.
هرچند در حرف و حدیث های جدید صحبت هایی نظیر این که از بلندمرتبه سازی فاصله گرفته خواهد شد و به سمت خانه سازی پیش می رویم و از این جنس حرف ها نشان از بارقه های امید داره که نگرش های بنیانی غلط هم داره کم کم تعدیل می شه اما بلاخره اشکالات فکری در این جریان وجود داره
برخی کل مسکن مهر رو موجودی سیاسی می بینن
واقع اینه که من به این ادعا نرسیدم و هرچند معتقدم از آب گل آلود ماهی گیران همیشه سعی می کنن از موضوعات سواستفاده کنن و این در مورد مسکن مهر وبرخی مسئولین هم صادقه اما اصل قضیه رو سیاسی ندیدم 
به هر تقدیر در نگاهی کلی، مسکن مهر در شهرهای کوچک پروژه هایی موفق ارائه داده اما در موفقیت مسکن مهر شهرهای بزرگ نظیر تهران به شدت می شه شک کرد. خود من هم فکر می کنم برخی از پروژه های مسکن مهر -مخصوصا شهرهای بزرگی مثل تهران- به زودی به سرنوشت پروئیت ایگو دچار می شن
ولی در مورد کل این موضوع این طور فکر نمی کنم
و نیت های پشت جریان رو هم آمیخته ای از حق و باطل می بینم که ریشه هایی خیر دارند اما گاهی دچار سیاسی بازی های باطل هم شدند.
در کل خوشحالم که پیرامونش حرف می زنیم
و امیدوارم معطوف به فهم بیشتر حرف بزنیم نه اثبات حرفی شخصی یا حزبی یا سیاسی.
یاعلی
این حرف خیلی خوبه که از طرف مقابل بخواین احساسی و بدون اثبات چیزی نگه
اما خداییش خیلی مردونگی نیست که مثلا چون ما نظر منتقدانه داریم و علی علیه السلام هم منتقد بودند ، بدون توجه به حق و باطل بودن انتقادمون ناگهان با ایشون هم‌زاد پنداری کنیم :))
اتفاقا خیلی های دیگه در تاریخ اسلام هم منتقد بودند و سر همین انتقادهای گاه به گاه اما ناعادلانه حتی در مواردی به دست امام عدل به درک واصل شدند :)))
می خوام بگم یه دنیا ممنون که بحث منطقی راه می ندازین اما خب همون قدر که تردید می کنیم در آرای طرف مقابل ، برای خودمون هم امکان خطا قائل باشیم.
در مورد مسائلی که حرف ردوبدل شد دیگه ادامه نمی دم و جدل نمی کنم و قضاوت با خواننده و وجدان های ما
اما شواهد و مصادیق و مشت های از خرواری که آوردین رو با حکمی که دادین در هر مورد -چه مسکن مهر به طور عام و چه شخص وزیر- نامتناسب می بینم.
در مورد مسکن مهر هم نظر کلی خودم رو در کامنتی جدا ذیل کامنت ها می نویسم. بد نیست اون رو هم مطالعه کنین و اشکالی اگر درش هست گوشزد کنین بهم. یاعلی
سلام دوباره
درباره جناب نیکزاد هم بحث رو بیش از این مفید نمی بینم، چون نمونه هایی از بی فکری ها و بی مسئولیت های ایشون رو براتون آوردم، اگه لازمه بگردم پیوند خبرها رو خبرگذاری ها هم پیدا کنم ولی شما به جای پاسخ دادن فقط غیر منصفانه بودن و قبول نداشتن اشکالات منو مطرح کردید، بنده متاسفانه با بدنه اجرایی که توسط آقای نیکزاد سر کاراومدن از نزدیک و چهره به چهره در ارتباط هستم و می دونم دقیقا ایشون چه منشی دارن ولی فکر می کنم آشنایی شما از طریق رسانه های  این ورو اون وره افزون بر این که  تا اونجایی که در توانم هست با خراب کاری های ایشون و امثال ایشون مبارزه می کنم ولی وقتی در برابر اکثریت قرار می گیرم ناچار سکوت می کنم تا این اندک تاثیری رو که دارم رو هم از دست ندموقتی از کسی  دفاع می کنید یادتون باشه در گناه و ثوابش به شهادت قرآن شرکید پس به چیزی که مطمئن نیستید اتکاء نکنید.الان در غوغاهای سیاسی و غبار دروغ های رسانه ای حقیقت گم شده خلاصه اگه واقعاً می خواید بحث کنید، پاسخ جدی بدید نه اینکه با کلی گویی از پاسخ گفتن فرار کنیدسلامت باشیدوالسلام.پی نوشت:درباره سیاه نمایی باید بگم به نظرم با تعریف شما سیاه نما ترین آدمی که می شناسم علی(ع) هست که بیشتر خطبه های نهج البلاغه رو به شکایت و داد بر سر مردم کوفه صرف کرده 
چرا که نمی تونسته خراب کاری ها رو ندیده بگیره
ولی امروز هر مسلمان دلسوزی شیوه او را به کار می گیره به سیاه نمایی متهم میشه
بگذریم، اسلام ما پوستینشو پشت و رو پوشیدهاسلام ما اسم علی داره نه رسم علی 
سلام
ممنونم که پاسخ دادید
خوب نمی خوام احساس کنید که دارم مجادله می کنم، در واقع تا جایی که میشه از مجادله می پرهیزم ولی عاشق بحث های سازنده هستم
همون طور که گفتم هرگز معمار فرهنگ ساز نیست، یعنی در مسیر جریان رشد فرهنگ معمار تاثیری در جهت فرمون حرکت جامعه نداره بلکه فقط می تونه تاثیر گذار در فرهنگ باشه، یه ماشین رو فرض کنید یه نفر پشت فرمونش نشسته و داره در مسیری حرکت می کنه، حالا یکی از چرخ های ماشین یه کم تاب داره و از فرمون ماشین طبعیت کامل نمی کنه و گاهی فرمون رو کمی به انحراف می اندازه
جایگاه معمار در جامعه اون چرخ تاب داره که کمی با کلیت ساختار جامعه اختلاف نظر داره ولی ناهماهنگیش تاثیر مهمی در جریان حرکت اجتماعی نداره
نه تنها معمار، که همه هنرمندان چنین جایگاهی دارن
حالا اگه شما نمی پذیرید تنها می تونم بگم طرز فکرمون با هم تفاوت داره و البته اشکالی هم نداره
فقط به عنوان دلیلی بر مدعایی که درباره جایگاه هنرمند دارم مثالی به بزرگی تمام تاریخ بشری می زنم
یه واقعه یا تغییر اجتماعی رو مثال بزنید که شروعش از هنرمندان بوده  اونوقت تاثیر گذاری معمارها رو می پذیرم.
والسلام.
  • رسول زاده
  • ممنون از اینکه با حوصله سعی کردین جواب کامنت رو بدین
    باید بگم در مورد پاسخ هاتون حتی تو یه مورد هم قانع نشدم
    فقط یه مثال می زنم: یکی خیلی سردش بوده، میاد به مادرش میگه و مادر تنور رو روشن میکنه، بعد از چند دقیقه میگه: از وقتی تنور روشن شده؛ هوا بهتر شده :) م
    به نظرم اگه ما مشکلات عمومی جامعه رو نداریم، حق نداریم اونا رو انکار کنیم
    --------------
    از دیدن نمونه های معرفی کرده تون خوشحال شدم اما هنوز ایران رو صاحب یه معماری با تکنولوژی نمی بینم چون معمولا با یه گل بهار نمی شه. اما خب امیدواری بهتر از یاسه
    ------------
    در مورد وزیر مسکن هم بر خلاف شما فکر می کنم. ایشون یه فرد تحصیل کرده ، مسئول و منطقی هستن و رای قاطع بدون مخالف ایشون تو ترکیب وزارت خونه ها که دوست و دشمن مهر تایید بهش زدن؛ دلیله حرفمه. بعضی سیاه نمایی ها واقعا دور از شان یه تحصیل کرده مملکته . واقعا اگه کسی حرف حساب واسه گفتن داشته باشه؛ ایشون هم گوش واسه شنیدن داره اما وقتی دامنه کار گستردس امکان خطا هم بالا میره. منم منکر اشتباه های این پروژه بزرگ نیستم.
    اما هنوز نگفتین چرا نمیرید تو یه بخش بصورت فعال ایده هاتون رو ارائه بدین. تا اونجا که من در جریانم از هر نوع پیمانکار و گروه معماری مشغول این طرح هستن.بلاخره باید با یه گروه بتونید کنار بیاید
    -----------
    اما معمار زیر چرخ ارابه های بی رحم حکومت له میشه، یه قصه سوزناکه اما واقعیت نداره. چون معمارای ما حرفی واسه گفتن ندارن؛ کسی هم جدیشون نمی گیره. هیچ کاری هم بی دردسر نیست. شرح زندگی فرانک لوید رایت به عنوان امپراطور معماران معاصر درس های بزرگی برای ما داره. تو سن 90 سالگی با اون همه سابقه و شهرت؛ خدا می دونه چه مصائبی رو تحمل کرد تا تونست طرح موزه حلزونی گوگنهایم رو به تایید کارفرما برسونه؛ تازه بعد از این که دق مرگ شد، طرحش به اتمام رسید
    ---------
    من انتظار نقد های منصفانه تری از شما داشتم 
    سلام یحیی جان، پیوند هایی که گذاشتم مشکی بود نمونه خروار
    امروز که کسی رو نمی شناسم تو کوچه بخوابه(منظور تهیدستان و کارتون خواب ها نیست) بعلاوه در شهرستان های کوچک هم مسئله ساخت مسکن اینقدر ها بغرنج نشده که نیاز به انبوه سازی باشه
    مسئله در شهرهای بزرگه که قیمت بالای مسکن باعث اجاره نشین شدن مردم شده 
    و گر نه مردمی که قراره برای مسکن مهر ثبت نام کنن مردمی هستن که می تونن اقساط بدن و پیش پرداخت چند میلیونی خرید مسکن رو هم دارن
    والسلام.
    سلام، سوء تفاهم نشده نگاه شما رو نمی گم 
    نگاه قالبی که امروز مد شده و شما هم اشاره ای بهش کردید نگاهی که می گه رئیس جمهورهای قبلی دست روی دست گذاشته بودن و منجی جامعه این رئیس جمهور جدیده 
    این نگاه فردا همین رئیس جمهور رو هم کنار قبلی ها می گذاره و مد جدیدی رو مطرح می کنه
    آبروی نسل قبلی رو می بره تا برای نسل نویی که برای مردم مطرحش کردن آبرو سازی کنه.
    کدوم نوع نگاه؟
    سلام
    یحیی جان اپزسیون بود اون استادها برای من حجتی نیست
    بدبختی ما اینجاست همه را سیاه و سفید می بینیم
    اختلاف نظر بنده با دولت دلیل نمی شود که عاشق شهرداری شوم یا اختلاف نظر بنده با علی مطهری باعث نمی شود مرید احمدی نژاد شود همه افراد جایگاه خودشان رو دارند و چنانکه باید از مولایمان بیاموزیم دشمنی خوارج با معاویه ملاک دوستی ما با آنها نمی شود
    آدم ها همه خاکستری هستند راه آدم ها نیستند راه شناخت خود حق است
    آقای نیکزاد پیش از مدیریت این وزارت خانه هم به گفتن جملات نادرست و کوچه بازاری معرفو بود ایشاد در حلقه درجه دوم های احمدی نژاد از اردبیل تا شهرداری و ریاست جمهوری همراه ایشان بود و با راهبردهایی سطحی و مخالفت و عدم تحمل مشاوران تخصصی اقدام به تصمیم گیری می کرده است
    اثبات این موارد هر کدام نیاز به بحثی مفصل دارد و اگر خواستید در جایی دیگر حسابی با هم حرف می زنیم ولی نکاتی که در همین جایگاه وزارت در گفته های او بسیار شاخص است رو می تونم براتون بنویسم
    البته تا اونجایی که یادم هست:
    1. آقای نیکزاد در سال نخست وزارت در وزارت مسکن آشپزخانه اوپن رو یک محصول غربی و مخالف ارزش ها دانست و دستور داد در پروژه های مسکن مهر آشپزخانه ها با دیواری از نشیمن جدا شود
    این در حالی بود که مساحت بسیاری از این خانه ها بین 40 تا 70 متر بود و آشپزخانه ها با فرض اوپن بودن بین 6 تا 10 متر طراحی شده بود
    نتیجه این تصمیم گیری عجولانه ایجاد خانه هایی بود که آشپزخانه ای دخمه وار وگاهی بدون نور گیر و نشیمن هایی ناقص و کوچک داشتند
    فقط و فقط به خاطر لج بازی آقای وزیر
    تا اونجایی که خودم اطلاع دارم برخی از این واحد ها پس از واگذاری به سرعت بازسازی شد و در بیشتر بازسازی ها دیوار آشپزخانه حذف شد
    2.وزیر ما چند وقت پیش بازگفت: ...عمر مفید یک ساختمان در کشور ما 100 سال است! نیکزاد در ادامه همون صحبت ها در لرستان مدعی شد که ساختمان استانداری لرستان 120 سال قبل ساخته شده و هنوز هم پابرجا است!
    جالبه بدونید طبق تحقیقات مرکز مطالعات مسکن که یکی دو سال پیش منتشر شد عمر مفید ساختمان ها در ایران بیش از 5 سال نیستکه به نظرم این هم خیلی خوش بینانه است چون بیشتر ساختمان هایی که می شناسم در ابتدای بهربرداری کلی تعمیرات داشتن
    همینطور ساختمان استانداری لرستان عمری حدود 30 تا 40 سال دارد
    تاریخ این بیانات گهربار هفتم مهر همین امسال بود
    3. نیکزاد در حالی که کمتر از 5 درصد متقاضیان مسکن مهر پس از 5 سال از شروع این طرح به خواسته خود رسیده اند وعده داد مسکن مهر تا سال 92 به اتمام خواهد رسید ،  همچنین وعده داد مسکن مهر تا سال 92 با قیمت متری 300 هزار تومان معامله شود در حالی که هم اکنون در بنگاه های مسکن مسکن مهر در مناطق مرغوب با قیمت هایی حتی تا متری 1 میلون تومان معامله می شود
    و بسیاری گفته های غیر کارشناسی دیگر
    والسلام.
    سلام 
    ممنون صادق جان
    حقیقتش قاتل بروسلی رو که نمی دونم کی بود ولی مثال جالبی بود:-)
    درباره متن هم موافقم که کمی سیاسی بود و البته طبیعی بود برام چون موضوع مسکن مهر رو بیشتر سیاسی می دونم تا عمرانی
    درباره  کیفیت های ساخت در مسکن مهر و نحوه انجام این پروژه و از همه مهمتر شباهت های این پروژه با مجتمع های انبوه سازی دوره پس از جنگ جهانی دوم هم باید توضیح مفصل تری می دادم ولی شاید کمی بی حوصلگی شاید هم کاهش متن به 1300 کلمه متن رو تا این حد خلاصه کرد
    دیگر اینکه
    متاسفانه روند تخریبی گذشتگان روال کار مرسوم جامعه ما شده و هر کسی به هر جایگاهی می رسه نفر پیشین رو تا حد ممکن تخریب می کنه ، از جمله رئیس جمهور های قبلی که الان متهم به کم کاری و انفعال هستن و با این روند قطعاً رئیس جمهور بعدی هم دولت نهم و دهم رو متهم خواهد کرد
    اما این نوع نگاه نه منصفانه ست و نه انسانی حالا بگذریم که برای مسلمون گناه هم محسوب می شه
    لینک هایی که برای مورد نخست تون دادین،  به هیچ وجه بیان نمی کنن که ما کمبود مسکن نداریم. اولا در مورد تهران هستند. ثانیا مطرح می کنن آپارتمان‌های شمال تهران و خودتون می دونین این یعنی پدرسوخته‌گی یک عده برای فشار به مستضعفین و سهم مستضعفین از اون آپارتمان ها هیچی نیست
    و از همه مهمتر
    این عدد ادعایی یعنی 100 هزار واحد کجا و نیاز مطرح شده‌ی چند میلیون واحد مسکونی کجا!
    به عکس فکر می کنم لینک هاتون هم صحبت های خانم رسول‌زاده رو تایید کردند!
    سفر به سلامت ان شا الله
    اتفاقا محمد آقا من صمیمانه به خاطر یادداشت خوب و چالشی تون ازتون ممنونم و دوباره و چندباره هم تشکر می کنم.
    اون عبارت رو هم در مورد اون سوال خاص که به نظرم واقعا بی ربط می آمد نوشتم و البته سعی کردم من هم ژورنالی :) بنویسم تا چالش بشه :))) 
    ولی اتفاقا هم در مقدمه مطلب و هم در کامنت شخصی م متذکر شدم که سوالات خوب و مهمیه که اتفاقا درد دل خیلی ها هست و خوبه که موجب چالش و فکر و بحث بشه.
    خدا رو شکر شما این ها رو نوشتین و زمینه بحث و نقدش رو فراهم کردین.
    راست می گین. اگه قرار باشه درکم رو از شخصیت شما به متن اضافه کنم اون عبارت بی انصافی بود. اما سعی کردم خود متن رو نقد کنم و خب اون سوال چهارم رو آسمون به ریسمون بافتن دیدم.
    منت گذاشتین سر یانون دیزاین با یادداشت خوبتون.
    حالا امید که بحث های پیرامونی ش منجر به خیرهای بزرگ تر هم بشه.
    سلام، یحیی جان، چند روزی سفر بودم، نرسیدم پاسخ بدم.
    ممنون که یادداشتم رو منتشر کردی،
    هدفم از نوشتن این یادداشت اثبات یا نقض یه قضیه نبود بیشتر می خواستم چالشی ایجاد کنم تا در خلال گفتگو به مسئله بپردازیم
    به هر حال روش ژورنالیستی برای ایجاد چالش مناسبه و هدف نوشتن یه مقاله علمی پژوهشی کسل کننده نبوده
    در واقع بیتشر این یادداشت یه پرسشه نه یه پاسخ
    اما «عقده گشایی سیاسی» نامیدنش بی انصافیه
    والسلام.
    سلام
    قسمت اولش که خیلی بدردمون خورد
    قسمت دومش یه جورایی انگار نویسنده محترم دنبال پیدا کردن قاتل بروسلی بودن
    خیلی دوست داشتم درباره مسکن مهر خیلی بیشتر و پر ترمینوشتید و مستندتر می گفتید
    چون واقعا نیازه که عمیق تر به این قضیه -که منم معتقدم یه جاهایی بشدت سطح نگری هم توش اتفاق افتاده - نگاه کرد
    نصف بخش مربوط به مسکن مهر سوال هست که یه نمه سیاسی می زنه و ممکنه هر کی یه جوابی بده
    مثلا میشه گیر داد که اونایی که دهه 60 می گفتن بره حفظ انقلاب بچه بیشتر بیارید مقصرن
    یا نه اصلا دو دوره ریاست جمهوری قبل که دست رو دست گذاشتن مقصرن
    به هر حال هر چقدر قسمت اول یادداشت علمی و آموزنده بود قسمت دومش ژورنالی بود
  • رسول زاده
  • رشد جمعیتی ما در یه دوره به اسم بیبی بنگ بیش از حد معمول بود. جلوی این انفجار جمعیتی گرفته نشد چون معلوم نبود جنگ تا کی ادامه داره! تا مبادا دچار کمبود نیروی انسانی نشیم. اما جنگ زودتر از انتظار خیلی ها تموم شد. از عواقب وحشتناک استعمار که بگذریم که اقتصاد و صعنت و هنر ما رو به یغما برده بود؛ جنگ اوضاع رو بدتر هم کرد. تحریم ها، ویرانی ها، زنان و فرزندان بی سرپرست و جنگ زده ها... اما به هر جهت حالا خونه مال خودمون بود  و اختیارشو داشتیم. شروع کردیم به ساختن دوباره آنچه از ما به یغما رفته بود. بعضی ها جبران شد؛ مثل عرصه پزشکی، هوا فضا، الکترونیک...م
    اما هنر و فن هنوز به جایگاه اصلی خودش نرسیده. معماری هم بخشی از اون هنره. هنوز نمی دونیم چی باید بگیم و اگه به حرف تازه ای هم برای گفتن رسیده باشیم، جرات ساختنش رو نداریم. برای نمونه هنوز یه سازه کابلی با شهامت تو مملکتمون نداریم
    کاری که دولت نهم در زمینه مسکن مهر می کنه حکایت اون میزبانی رو داره که یه دفعه می بینه یه اتوبوس براش مهمون رسیده. همون لحظه که نمی تونه برای همه سفره رنگین با غذای های عالی به پا کنه. نفری یه لقمه حاضری براشون گرفته تا ته دلشون رو بگیره تا سر فرصت به  فکر سفره ای با انواع تجویزهای  پزشکی، زیبایی شناسانه و هنری باشه. شما  انتظار دارید این نسل دوران انفجار جمعیت رو به امون خدا رها کنیم تا بعد از رسیدن به یه معماری هدفمند، زیبا و پایدار صاحب خونه کنیم. اون هم نه با این قیمت تمام شده
    عوارض جوون های مجرد سن بالا خیلی بیشتر از خونه های لوکوربوزیه اس!!!!! اگه اینجا وطن ما هم هست؛ باید منصف تر باشیم. می بینید اون مهندس عمران به فکر ساخت سریع، ارزان هست؛ وظیفه من و شما معمار اینه که بریم و ایده بدیم. نظر بدیم. قضاوت معمارانه کنیم. نه اینکه از دور بیشینیم به کارهاشون خرده بگیریم. نقدی اگه هست با دلیل و مدرک مستند، بیارید تا رسیدگی بشه. من هم مثل شما خیلی از ایرادها رو تو بعضی از پروژهای مسکن مهر می بینم اما خیلی از حسن ها رو هم بینم. تو شهرک پرند که اگه زلزله پیش بینی شده تهران به وقوع بپیونده، تنها جای تهرانه که نخواهد لرزید. یعنی تنهای جای نزدیک به پایتخت هست که روی گسل نیست. خیلی پیمانکارای خارجی هم اومدن خونه می سازن. شما  تحصیل  کرده این مملکت چرا نرفتی کمک کنی؟ ایده بدی؟ انتقاد کنی؟ اگه معماری این مملکت یه زمانی عالی بود؛ افتخارش زودتر از همه مال معماراش بود تا پادشاهاش. حالا هم اگه عیبی هست مال ما معماراس نه هیچ احد الناس دیگه. حتی اگه مشکل قانونی ساخت و ساز هم باشه، ما معمارا کم کاری کردیم
    خوبه که سعی کنیم تو حرفه مون؛ حرفه ای تر عمل کنیم
    من تقریبا با شناخت کمی که از شما پیدا کردم (حرف تند اما دلیل دار می زنید)، از ظاهر مقاله تو قضاوت نمی کنم و منتظر می مونم تا حرفهای مستندتون رو تو مقاله های بعدی تون ببینم 
    در طول یادداشت مدام می خواهم بگویم جانا سخن از زبان ما می گویی و منتظر یک استدلال منطقی خوب و یک مصداق عینی بررسی شده از مسکن مهر بودم تا اثبات کند که نکند این مسکن مهر هم همان راه رفته‌ و البته غلط غرب باشد، 
    اما دریغ از استدلال و قیاسی صحیح و ....
    به نظرم بخش مربوط به "تجربه های ایران" بخشی نالازم و حشو بود که شایسته بود به جای آن به مصادیق مشخصی از مسکن مهر و مشکلات مصداقی در آن می پرداختید به جای این که چند سوال در پایان کار مطرح کنید که آمیزه ای از حق و باطل و اثبات و گمان باشند بهتر بود مصداق هایی خوب و دقیق می آوردید.
    به شخصه متشکرم از پرداخت تان به موضوعی مهم نظیر مسکن مهر
    اما بوی سیاسی کاری از هر حرفی بیاید، به همان میزان در اعتماد به آن و صداقت آن شک می برم
    برخی از سوال ها و تیترها مشخصا سیاسی کاری بود و هیچ دلیلی نداشت و به نظرم باید اثبات می کردید.
    "مسکن مهر یا مسکن بی مهری" !؟ پاسخی به این سوال ژورنالی ندادید.
    برای سوال اول -در حالی که بدون جواب رها شده- هیچ دلیلی جز تشویش ذهن مخاطب نمی توانم بتراشم. 
    سوال دوم بر اساس چه مستندی به این جرات گفته شد؟
    سوال چهارم واقعا سوال علمی بود یا عقده گشایی سیاسی!؟
    با همه این ها ، مسکن مهر دارد براساس خطای معماری مدرن و بدون هویت ها و اصالت ها و خوبی های معماری این سرزمین پیش می رود و از این منظر خدا را شکر می کنم که طرح این مساله در این جا شاید کمی انگیزه ایجاد کند در من و امثال من که مطالبه کنیم خوبی هایی که امروز فراموش شده اند را!
    البته بدون بازی ها و مریضی های سیاسی.
    مطالبه کنیم چون ما میراث دار تفکر و گذشته ای بزرگ و عهده دار آینده ای روشنیم.
    ممنون باز هم....
    کلیه‌ی یادداشت های منتشر شده در یانون‌دیزاین، نظر شخصی نویسنده محترم هر یادداشت است و پاسخ‌گویی به ابهامات و پرسش‌های پیرامون یادداشت نیز بر عهده ی عزیزان نویسنده می باشد.
    یانون‌دیزاین فضایی آزاد برای انتشار هر یادداشت مرتبط در موضوعات هنر و طراحی است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی