یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

دوباره یانون‌دیزاین

قریب به نه ماه از آخرین پست انتشاری یانون‌دیزاین می‌گذرد! و دقیق‌تر قریب به یک سال از کم فعالیت‌ شدن و خسته‌ شدن یانون‌دیزاین!

یانون‌دیزاین تا پیش از این یک سال، با جامعه بزرگ و علاقه‌مندی از حوزه طراحی ، معماری و هنر آمیخته شده بود. خیلی‌ها در سال‌های ۸۶ که فقط به فرستادن ایمیل‌های گاه‌به‌گاه دیزاین به صندوق ایمیلی معدودی از دوستان ورودی ۸۵ دانش‌گاه هنرم مشغول بودم تا همین آغاز سال ۹۶ ، کم کم روزانه با ایمیل روزنامه یانون‌دیزاین، سیر اینترنتی خودشان در جهان هنر و طراحی را شروع می‌کردند. خیلی‌ها ابراز لطف فراوانی را در این سال‌ها به تیم فعال یانون‌دیزاین ابراز کرده‌اند و همین خیلی‌ها و بسیاری که منتقدانه و تیزبین همیشه ما را مدنظر داشتند، عمده انرژی و انگیزه پیش‌برد حرکت یانون‌دیزاین بودند. 

واقعیت آن است که مسائلی شخصی برای یک‌سالی این حرکت را متوقف کرد... اما عمده انگیزه‌ای که این سال‌ها پشت یانون‌دیزاین بود و اتفاقات خوبی که پیرامون آن در سال‌های گذشته افتاده بود مانع آن می‌شد که به کل یانون‌دیزاین را فراموش کنیم....

ما به امید خدا از امروز یعنی ابتدای اردی‌بهشت ۹۷ دوباره با انگیزه شروع خواهیم کرد. با هم از جهان هنر و طراحی خواهیم دید.... روزانه و پابه‌پای تحولاتی که در پیرامون‌ ماست.

تبلیغات
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانشمند» ثبت شده است

پرواز یک سنگ

سه شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۱ ب.ظ

این بار ﻣﻰخواهم شما را شگفتﺰده کنم؛ با بیان یک راز. ﻣﻰخواهم چگونگی به پرواز درآوردن یک سنگ را نشان‌تان بدهم. تعجب نکنید. یک دانشمند کارکشته این راز را برایم فاش کرد. و من به رایگان در اختیار شما ﻣﻰگذارم. باشد که قدر بدانید.

تنها پرندهﻫﺎ نیستند که پرواز ﻣﻰکنند. سنگﻫﺎ هم بال دارند. برای بیرون کشیدن بالﻫﺎی یک سنگ باید ابتدا او را از آغوش مادرش، زمین، جدا کنید. پس از آن، سنگ در دستان شما قرار ﻣﻲگیرد. حال به بالا نگاه کنید. با وارد کردن نیرویی به دست خود، سنگ را به سمت آسمان پرتاب کنید. در کمال شگفتی مشاهده خواهید کرد که سنگ بالا ﻣﻰرود! توجه کنید! سنگ به سمت بالا حرکت ﻣﻲکند!

نگذارید مشاهدهﻯ یک سنگ در حال پرواز، این حقیقت را از یادتان ببرد، که سنگﻫﺎ پس از اندکی پرواز خسته ﻣﻰشوند؛ ﺁن وقت بال ﻣﻰبندند، تا سقوط کنند؛ و وقتی سقوط کنند، چنان اشتیاقی برای بازگشت به آغوش مادرشان دارند، که برایشان مهم نیست، چه چیزی سر راه‌شان قرار دارد؛ حتی اگر آن چیز، سر نازنین شما باشد.

 

  • علی حاجی‌اکبری

به یک آقای دانشمند مشهور

شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۴، ۰۸:۳۷ ب.ظ

آقای دانش‌مند مشهور،

سلام.

اخیرا خبرهایی به گوشم رسیده، که آزردهﺍم کرده. شنیدهﺍم به گونهﺍی ماجرای افتادنم را از درخت تصویر کردهﺍید، که مردم به چشم موجودی بدون درک و فهم و احساس به من نگاه کنند. چرا این واقعهﻯ باشکوه را  آن گونه توصیف کردید؟! چرا دوستی و محبت را از گزارش خود حذف کردید؟! از شما خواهش ﻣﻰکنم توضیح دهید.

با سپاس

آقای سیب

 

  • علی حاجی‌اکبری

دریا

دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۲۰ ق.ظ

سالﻫﺎ پیش دانش‌مندی زندگی می‌کرد که توانستهﺑﻮد سرزمینﻫﺎی خشکی را بشناسد. آرزو داشت دریاها را هم بشناسد. اما نمی‌دانست چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد. پس از فکر کردن بسیار موفق شد یک قایق بسازد. سوار قایق شد. سفر دانش‌مند در دریا شروع شد. در میان راه، دریا طوفانی شد. یکی از موجﻫﺎی دریا کشتی او را شکست. دانش‌مند غرق شد.

پیش از آن که دانش‌مند سوار قایق شود، یک شاخه گل سرخ هدیه گرفتهﺑﻮد. وقتی طوفان آمد، باد گل‌برگﻫﺎی گل سرخ را جدا کرد؛ و در آب انداخت. تا پیش از آن، هیچ کس ماهی قرمزی در دریا ندیدهﺑﻮد. هر کدام از گل‌برگﻫﺎی آن گل تبدیل به یک ماهی قرمز کوچک شد.

ماهیﻫﺎی قرمز بزرگ شدند. دریا برای ماهیﻫﺎی قرمز، داستان مردی را تعریف می‌کرد که با یک شاخه گل سرخ آمده بود، و آرزوی شناختن دریا را داشت. ماهیﻫﺎﻯ قرمز مرد دانش‌مندی را ندیده ﺑﻮدند؛ اما خیلی دوست داشتند ببینند. دریا به ﺁنﻫﺎ گفت، اگر می‌خواهید، بروید نزدیک ساحل تا آدمﻫﺎ شما را ببینند. آنﻫﺎ شما را می‌گیرند و به شهر می‌برند. هر کودکی که شما را ببیند، آرزوی دیدن دریا را پیدا ﻣﻲکند.

 

 

  • علی حاجی‌اکبری

شکم پادشاه و نور شمع

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۵۴ ق.ظ

پادشاه از پنجرهﻯ قصرش به منظومهﻯ خورشیدی ما نگاه ﻣﻲکرد. چشم‌ش به زمین‌مان که خورد آب از دهان‌ش سرازیر شد. به دانش‌مندان‌ش گفت، من برای شام آن کرهﻯ سبز و آبی را ﻣﻲخواهم.

شب که شد، دانش‌مندان، کرهﻯ سبز و آبی را که با مشقت به دست آوردﻩ بودند، گذاشتند روی میز شام.

پادشاه هم شمعی را که خداوند در قلب دانش‌مندان روشن کرده بود، بر سر میزش گذاشت؛
و بعد از خوردن شام، با انگشتانی که به خاطر لیسیدن خیس شده بود، خاموش‌شان کرد. 

  • علی حاجی‌اکبری

1001 Inventions and The Library of Secrets

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۱، ۱۰:۰۸ ب.ظ

 "1001 اختراع" یک جایزه و جریانه که راه افتاده تا میراث علمی و فرهنگی مدنیت اسلامی رو که سرچشمه های هنر و فرهنگ  وعلم امروز جهان غرب و شرقه به نوعی، به چشم مردم جهان بیاره. جمعیتی فعال که با برگزاری نمایشگاه ها و برنامه های متنوع سعی در شناسوندن دانشمندان دوران میانی جهان اسلام به مردم دنیا با نام پدران فناوری روز دارند.

این موسسه با تهیه فیلم کوتاه و خوش‌ساخت "کتاب‌خانه‌ی اسرار" شاید بخش مهمی از این مسیر رو به سادگی طی کرده.
این فیلم میلیون ها بار دیده شده و کماکان هم در جهان وب در حال انتشاره.

پیش‌نهاد می کنم برای رشد باورهای درونی تون و اعتماد به نفستون حتما این فیلم کوتاه 13 دقیقه ای رو ببینین.
در ادامه پست در مورد محتوای فیلم هم توضیحاتی دادم .


  • یانون دیزاین