یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

دوباره یانون‌دیزاین

قریب به نه ماه از آخرین پست انتشاری یانون‌دیزاین می‌گذرد! و دقیق‌تر قریب به یک سال از کم فعالیت‌ شدن و خسته‌ شدن یانون‌دیزاین!

یانون‌دیزاین تا پیش از این یک سال، با جامعه بزرگ و علاقه‌مندی از حوزه طراحی ، معماری و هنر آمیخته شده بود. خیلی‌ها در سال‌های ۸۶ که فقط به فرستادن ایمیل‌های گاه‌به‌گاه دیزاین به صندوق ایمیلی معدودی از دوستان ورودی ۸۵ دانش‌گاه هنرم مشغول بودم تا همین آغاز سال ۹۶ ، کم کم روزانه با ایمیل روزنامه یانون‌دیزاین، سیر اینترنتی خودشان در جهان هنر و طراحی را شروع می‌کردند. خیلی‌ها ابراز لطف فراوانی را در این سال‌ها به تیم فعال یانون‌دیزاین ابراز کرده‌اند و همین خیلی‌ها و بسیاری که منتقدانه و تیزبین همیشه ما را مدنظر داشتند، عمده انرژی و انگیزه پیش‌برد حرکت یانون‌دیزاین بودند. 

واقعیت آن است که مسائلی شخصی برای یک‌سالی این حرکت را متوقف کرد... اما عمده انگیزه‌ای که این سال‌ها پشت یانون‌دیزاین بود و اتفاقات خوبی که پیرامون آن در سال‌های گذشته افتاده بود مانع آن می‌شد که به کل یانون‌دیزاین را فراموش کنیم....

ما به امید خدا از امروز یعنی ابتدای اردی‌بهشت ۹۷ دوباره با انگیزه شروع خواهیم کرد. با هم از جهان هنر و طراحی خواهیم دید.... روزانه و پابه‌پای تحولاتی که در پیرامون‌ ماست.

تبلیغات
آخرین نظرات

معماری به مثابه‌ی پژوهش

دوشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۴۵ ب.ظ

‌معماری به مثابه‌ی پژوهش

یانون‌دیزاین - سیدامیر حسینی (دانش‌جوی کارشناسی معماری؛ دانشگاه علم و صنعت)

———-

نویسنده در این یادداشت از معماری‌های قابل‌ساخت و جامع‌گرا و در نقطه‌ی مقابل معماری غیرقابل‌ساخت به مثابه پژوهش صحبت به میان می‌آورد و در کنار انتقاداتی که به گونه‌ی غیرقابل‌ساخت وارد است آن را فرصتی برای رشد و پیش‌رفت معماری می‌داند. در عین حال با نگاه به وضعیت داخل پیش‌نهاداتی برای معماری معاصر کشورمان دارد. 

مساله‌ی مهم نگاه ما به معماری و تعریف ما از آن و به تبع آن، خواست و انتظارات ما از معماری در هر لحظه و موقعیت است. و این تعریف و خواست ما از معماری است که در تمامی قضاوت‌ها، جبهه‌گیری‌ها، نفی و اثبات‌های ما اثرگذار خواهد شد. به عنوان مثال دوست دارم مثال زیبایی را از زبان‌شناسی این‌جا ذکر کنم:

"درنظرگرفتن امر ازدواج به مثابه یک «پیمان یا معاهده» به توقعات و انتظاراتی [از جانب طرفین] منجر می‌شود؛ متفاوت با انتظاراتی که معلولِ نگریستن به ازدواج به منزله‌ی یک «بازی تیمی»، «توافق مشترک»، «رولت روسی»(2)، «پیوندی ناگسستنی» یا «سنتی دینی» است. وقتی حکومتی دشمنان‌ش را مشتی «خر» یا «دلقک» در‌نظرمی‌گیرد، [معنای‌ش آن است که] آن‌ها را خطرات چندان جدی تلقی نمی‌کند؛ اما اگر آ‌ن‌ها را «ایادی کمونیست‌ها» ببیند، [به این معناست که] در واقع آن‌ها را جدی گرفته است. " (1)

 در چنین فضایی باید ببینیم نگاه و تلقی ما از معماری چی هست؟ در وهله‌ی اول باید بدانیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم معماری هنری جامع‌گراست . واژه‌ی جامع‌گرا را از آنتونیادس در بوطیقا وام گرفتم. جامع‌گرا یعنی معماری وقتی به مثابه‌ی معماری مطرح باشد و هدف از طراحی و ساخت و ... معماری‌کردن باشد، باید همه‌ی ابعاد و نیازها را پاسخ دهد. از عمل‌کرد و فرم و فضا گرفته تا ساخت و اقتصاد و .... و نهایتا فرهنگ و زمینه و قص علی هذا!  فکر نمی‌کنم تا این جای کار مشکلی باشد اما موضوعی که می‌خواهم در این یادداشت به آن بپردازم، قصه‌ی دیگری دارد.

گاهی ممکن است که برای رسیدن به افق‌های نو و کشف راه‌های جدید در یکی از این ابعاد متفاوت معماری؛ متغیری (بعدی از مساله) را از آن پاک کنیم مثلا عمل‌کرد، برای رسیدن به نکات جدیدی از فرم یا فرهنگ یا غیره. من اسم این را  معماری به مثابه‌ی پژوهش می‌گذارم. خیلی از آثار را نباید با نقدی متداول از معماری مورد نقد و بررسی قرار داد. (2) مثلا به کارهای هیداک تا زمانی که ادعای معماری شدن ندارند و تنها پویه‌ای برای کشف افق‌های جدید در معماری هستند ایراد وارد کرد! و البته درست به همین دلیل آن‌جا که آیزنمن از تمرین و پژوهش دست می‌کشد و شروع به معرفی خانه‌ی IV به عنوان معماری می‌کند باید به او تاخت! چون اثرش فاقد آن جامع‌نگری در ابعاد مختلف مساله است.

این‌که روی‌کرد ما نسبت به چنین آثاری چگونه باید باشد هم‌واره مورد بحث و جدل بوده است. به طور مثال آنتونیادس (طرفدار جامع‌نگری در معماری) در بوطیقا چنین می‌گوید:

"... بنابراین معمار جامع‌گرا  با دو راهه‌ای روبه‌رو می‌شود،  آیا باید آثار معماران پرمدعایی را که به معماری بدون در نظر گرفتن روی‌کرد جامع‌گرا توجهی تک‌بعدی کرده‌اند، مورد مطالعه قرار دهد یا این‌که به آن‌ها توجهی نکند؟پیش‌نهاد روشن ما این‌ست که باید به این قبیل معماران توجه کرد، چرا که همان‌گونه که مفصلا درباره‌ی آن بحث خواهیم کرد، آزاداندیشی و ثمره‌ی تردید، عناصر مهمی در داوری جامع‌گرا به شمار می‌آیند. به عنوان مثال، بحث تناسبات و نما را به بهترین نحو ممکن می‌توان از آثار نماسازها مورد مطالعه قرار داد و هم‌چنین می‌توان از معمارانی که تنها بر مبحث انرژی پافشاری می‌کنند، به بهترین شکل نحوه‌ی استفاده از اصول انرژی را فراگرفت. از دیدگاه جامع‌نگری، معماران تک‌بعدی شایسته را باید به عنوان مشاوران تخصصی در نظر گرفت؛ هر معمار جامع‌نگر باید نطریات ایشان را مطالعه کند، مورد مداقه قراردهد و در نهایت آن‌ها را با هم بیامیزد. ..." (3)

اما می‌خواهم بحث را طور دیگری نیز پی‌بگیرم،  از نگاه من هر رشته و شاخه‌ای از علم یکسری ابزارها برای توسعه و پیشرفت خودش در اختیار دارد. به طور مثال سه چهار نوع نشریه و به تبع آن مقالاتی که به صورت ترویجی، علمی، پژوهشی و ... تعریف شده یا مثلا همایش‌ها و ... و در مورد معماری و هنر، نمایشگاه‌ها و گالری‌ها و ... حتی کروکی، اسکیس ... و  برگزاری مسابقات و ... همگی ابزار‌ها و یا به قولی دیگر راهبردهایی جهت پشتیبانی از یک علم-هنر هستند.

متاسفانه به نظر می‌رسد معماری معاصر کشورمان از ابزارهایی استفاده می‌کند که مختص سایر علوم مهندسی هستند. شاید مشکل در سیاست‌گذاری کلان علوم مهندسی و تعریف معماری در این شاخه از علوم است. به علاوه همان‌طور که تا این‌جا نیز به آن پرداختیم بخشی هم مربوط به نوع نگاه و انتظار ما از معماری است. بحث در مورد چگونه‌گی و چرایی این ابزارها را به یادداشت دیگری موکول می‌کنم. این‌جا سعی می‌کنم روی چند نمونه از همین ابزارها و نگاه غلطی که می‌تواند به این اندام از بدنه‌ی معماری معاصر کشورمان داشته باشیم تکیه کنم: 

معماری به مثابه‌ی پژوهش 

چند وقت پیش به بهانه‌ی کنکور سری به کتاب دکتر مزینی زدم نکته‌ی قابل توجهی را مطرح کرده بودند که لازم می‌دانم این‌جا گزیده‌ای از متن بیاورم:

"اشتغال آیزنمن به روابط فرم است ... آن‌ها را پس از آن که به قول خود از ملزومات عمل‌کردی آزاد می‌کند، در فضا مورد مطالعه قرار می‌دهد."

جالب‌تر این‌جاست که دکتر مزینی بعد از معرفی آیزنمن و جان هیداک بر هر دوی آن‌ها این نقد را وارد می‌داند که:

"تفاوت عمده بین هنر و معماری در جامع‌نگری معماری است. و در معماری نمی‌توان ملزومات فرم را از ملزومات عمل‌کردی جدا کرد مگر به منظور تحلیل"

و بعدتر از کریستوفر الکساندر و مناظره‌اش با آیزنمن یاد می‌کند، کسی که به قول خود او، می‌توان گفت اگر آیزنمن در فرم تحقیق می‌کند الکساندر در روابط و عمل‌کردهای معماری تحقیق کرده است.(4)

همین موضوع را در آثار موندریان و... نیز می‌بینیم، زمانی که کلیت نقاشی رها شده تا ارزش‌ها و افق‌های جدیدی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی همان نقاشی فرصت بروز پیدا کنند. تصویر پیت موندریان را در حال تحقیق در عناصر ابتدایی نقاشی و خلق بووگی-ووگی، یکی از ترکیب‌بندی‌های متاخر او که تحت تاثیر ریتم نور لر