یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

بلا رُبا

نعل اسب به آهن‌ربای U شکل نزدیک می‌شد؛ نزدیک و نزدیک‌تر.
آهن‌ربای U شکل گفت، دور شو! نزدیک نیا! نمی‌خواهم ببینمت! اما نعل اسب هم‌چنان پیش می‌آمد. نعل اسب به آهن‌ربای U شکل که رسید٬ آرام گرفت؛ و از حرکت بازایستاد. آهن‌ربا از نعل اسب پرسید: دوستم داری؟
نعل اسب پاسخ داد: معلوم نیست؟! آهن‌ربا گفت: پس خودت را آماده کن!
نعل اسب: برای چه؟!
دستی نعل اسب را جدا کرد؛ و برد. در حالی که نعل اسب ناباورانه آهن‌ربا را نگاه می‌کرد، صدای برخورد اجسامی سخت با سطح آهنی کوچک و U شکلی به گوش می‌رسید.

معماری پایدار معماری انسانی است

چهارشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۰، ۰۴:۵۰ ب.ظ
معماری پایدار معماری انسانی است
یانون‌دیزاین - هـما سلیمانی روزبهانی (کارشناس معماری؛ دانش‌گاه هنر)
———-

نویسنده محترم در این نوشتار ابتدا با دیدی روان‌شناسانه استانده شدن انسان نوین را به نقد می کشد و سپس با طرح بحران زیستی و طبیعی حاکم بر زمین، با معرفی اصول و نگاه حاکم بر معماری پایدار، معماری پایدار را معماری ای انسانی می داند که در تلاش برای به دست آوردن شان از دست رفته ی انسانی در معماری ست. در پایان نیز با تلنگرهایی آگاهانه خواننده را به عصیان در برابر وضعیت موجود و حرکتی در راستای به دست آوردن شان از دست رفته خود در جریان تمدنی معاصر، فرامی خواند.

———-

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر،
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

چند روزی‌ست که به معنای دوست داشتن خودم فکر می‌کنم و شان انسانیم و مرزهایی که می‌توانند از عزت من دفاع کنند...آیا ارتباطات من، کار من یا محل زندگی ام در شان من است؟!!....
"اگر غورباقه را در آب جوش بیندازید از آب بیرون می پرد اما اگر به آب سرد اطرافش را به مرور حرارت بدهی ،بدون آنکه تقلایی بکند تبدیل غورباقه آب پز خواهد شد..."
و من احساس غورباقه آب پز را دارم...هوایی که سال به سال کثیف تر می شود "من هنوز تهرانم" ....خانه هایی که روز به روز بی‌توجه تر ساخته می‌شوند "من باز هم در یکی از این خانه‌ها خواهم بود"...مرزهایی که روز به روز نادیده تر گرفته می‌شوند" من هنوز در همین اجتماعم"....مرزهای من کجاست؟

انسان موجودی نیست که به نیاز های اولیه اش محدود شود. انسان موجودی نیست که در لحظه زندگی کند. زندگی انسان  به کیفیت احتیاج دارد و از آن‌جا که بروز بیرونی زندگی انسان به میزان قابل توجهی درساختمان‌های گوناگون می گذرد از این رو نقش معماری در این کیفیت بخشی (از نظر من تامین شانیت انسان) بسیار حائز اهمیت است که البته در دنیای امروز یا نادیده و یا با تجمل گرایی اشتباه گرفته می‌شود...ظهور معماری پایدار بارقه‌ی امیدی است؛ معماری که بیش از هر چیز به معنای واقعی انسان توجه دارد ... معماری پایدار می‌داند انسان را باید با بسترش دید، با فرهنگ و تاریخ و هویتش... معماری پایدار زمان را نادیده نمی گیرد... معماری پایدار رابطه انسان و طبیعت را می فهمد...خورشید، زمین و آسمان را به رسمیت می‌شناسد چون انسان را به رسمیت می‌شناسد.

با هر جست‌جویی در اینترنت می‌توانید تعاریف معماری پایدار را بیابید و یا با اصول و اهدافش آشنا شوید... در ادامه خواهیم خواند که اصول معماری پایدار ارزش‌هایی فراموش شده‌اند.ارزش‌هایی که یادآوری‌شان می‌تواند موجب کیفیت بخشی به زندگی امروز شود...

انسان وبسترمعماری: طی نیمه دوم قرن 18 با ظهور انقلاب صنعتی، رشد روز افزون انبوه سازی، صنعتی‌شدن و پیش‌ساخته‌سازی کیفیت زندگی انسان با کمیت آن پر شد. این وقایع دستاویزی شد تا با حذف نام انسان واژه استاندارد رواج پیدا کند... و تا بدان‌جا پیش رفت که جنبش جهانی‌سازی بدون درنظرگرفتن نیازهای فرهنگی اجتماعی تاریخی انسان به عنوان کاربر، معماری را در سراسر جهان یکی بداند. نوعی قالب گیری انسان به نام فرم گرایی یا عمل‌کرد گرایی...

با نگاهی به زندگی  روزمره مان خواهیم دید که تا چه حد گرفتار چارچوب‌های از پیش تعیین شده ایم... کارهایی که ناخودآگاه می‌خوانیم‌شان... حس  زیبایی شناسانه‌ی ما بی‌اراده مد (که نوعی چهارچوب بخشیدن به ظاهر انسان هاست) را زیبا می‌انگارد ... دست ما بی‌اختیار دستگیره در را در 110 سانتی زمین می جوید و بینش ما بی‌اراده تحت تاثیر هر رسانه‌ای شکل می پذیرد، قضاوت و یا عمل می‌کند...
سال ها به طول می انجامد تا انسانی تحت تاثیر محیط وتاریخ، فرهنگ منطقه‌ای رشد یابد عواملی که حتی در شکل گیری روان و ظاهر بدنی افراد موثرند... نادیده گرفتن وجوه‌ مختلف انسان آثار زیان‌باری را در دوره مدرن به جای گذاشت. قالب‌گیری عمل کردی انسان با سقوط مدرن تا حدی متوقف شد (1) اما یک جانبه نگری به مفهوم معماری تا امروز ادامه یافته است... معماری پایدار می‌داند ساختمان از اقلیم ، تاریخ و فرهنگ منطقه هویت می‌گیرد. معماری پایدار بدون چارچوب از پیش تعیین شده انسان را با بسترش می شناسد...

انسان و طبیعت: در اسطوره‌های یونان زمانی که زمین در تصرف خدابانوان بود، هیچ معبدی برای خدایان روی زمین وجود نداشت زیراهمگی ارکان طبیعت (کوه، رود، درخت،...) مقدس و محل عبادت بودند در نتیجه هر‌گونه بی‌احترامی و تجاوز به آن‌ها گناه محسوب می‌شد و مورد خشم خدایان قرار می‌گرفت... تا زمانی که انسان خودشیفته پا به عرصه حیات گذاشت... می گویند خودشیفتگی آغاز سقوط است.....

با نگاهی به بحران‌های طبیعی کنونی ( آلودگی هوا ، گرم شدن زمین، ...) درخواهیم یافت که با نادیده گرفتن طبیعت سقوط کرده ایم. معماری پایدار طبیعت را به عنوان لازمه‌ی حیات انسان به رسمیت می شناسد و طبیعت را به درون خود دعوت می کند... معماری پایدار می‌داند هر ساختمانی می‌تواند همچون یک منظره با شکوه طبیعت شما را فکر فروبرد. معماری پایدار می‌داند هر ساختمانی می‌تواند یک معبد باشد...

" معماری پایدار با درک از محیط  و به رسمیت شناختن اجزا آن به عنوان عوامل تاثیرگذار بر کیفیت زندگی انسان آغاز می‌شود. اگر ما به سیستم طبیعتی که در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم در عین بهره‌وری مناسب از منابع از صدمه زدن به آن‌ها جلوگیری کنیم. وآینده‌گان را نیز درنظربگیریم. طراحی پایدار سعی در درک تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد. ارزیابی انرژی مصرفی، مصالح و تکنیک‌های ساختمان‌سازی. به طوری‌ که تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان‌سازی پایدار، مصالح با سمی بودن کم‌تر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد. در سیستم طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یک موجود، غذای یک موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعی می‌گردد. رونـدهایی احیـــا کننده، که ادامه‌ی حیات ما را بر این کره خاکی میسر می سازد..."

این بارکه با افتخار پالتوی پوست‌تان را پوشیدید، از کنار باغچه خشکیده‌ی حیاط‌تان گذشتید و با ماشین تک‌سرنشین‌تان از اتوبان مدرس، بدون توجه به قطع درختان‌ش گذر کردید، امیدوارم به یاد بیاورید که شما هم در گرم شدن زمین سهیم‌ید، شما هم در خشک‌سالی سومالی سهیم‌ید، در رنج تک‌تک آوارگان سونامی...
امیدوارم باور کنید که طبیعت با فرزندان‌تان مهربان نخواهد بود...

معماری و اقتصاد پایدار: هر فاکتوری که در زمینه اقتصاد درنظر‌گرفته‌شود با رعایت  دو اصل بالا تامین خواهد‌شد. اگر تاریخ و فرهنگ منطقه را بدانیم و پیشینیان را به درستی بشناسیم، با تلفیق راه کارهای سنتی و تکنولوژی جدید بهترین سیستم سازه را خواهیم داشت...اگر طبیعت پیرامون را درک کنیم  بدون صدمات وارده بهترین مصالح بومی را به‌ کار خواهیم بست، اگر با آب، باد و خورشید عجین شویم پاک‌ترین انرژی‌ها تولید خواهد شد... و همه این‌ها به اقتصاد پایدار خواهد انجامید...

اصولی همانند بستر معماری، احترام به طبیعت و توجه به اهداف اقتصادی عمده اهداف معماری پایدار را شامل می‌شود با تامل دراین اصول درمی‌یابیم معماری پایدار همان تعادل فراموش شده است. شان و هویت گمشده‌ی انسان نیز در همین تعادل است. تعادل با محیط، تاریخ، فرهنگ، طبیعت... و از آن‌جا که تعادل از روان انسان‌ها برمی‌خیزد لازم است به عنوان معمار به نوع نگرش‌مان به معماری شک کنیم و بدانیم آشفتگی معماری امروزمان از عدم تعادل درون ما برمی‌خیزد...از یک جانبه‌نگری به مقوله‌ی ساخت وساز... از نادیده گرفتن ارزش‌های انسانی...

پس با هر سرعتی و به سوی هر هدفی که می روید لحظه‌ای بایستید. بزرگی هدف‌تان را با بزرگی چیزهایی که تا کنون برایش قربانی کرده‌اید بسنجید. آیا شما نیز به گل‌دان راه پله آپارتمان‌تان قانع شده اید؟ آیا دید پنجره‌ی شما هم به آپارتمان روبه رو محدود می‌شود؟
بترسیم از نادیده گرفتن شان خود، بترسیم از آب پز شدن...

(1) پس از سقوط مدرنسیم واژه "مکتب" (که خود به نوعی به معنای قالب گیری بود) منسوخ شد و به جای آن جنبش رواج یافت.

نظرات (۱۳)

  • Yasaman_sheikhbahaei
  • chizi ke neveshte boodid bishtar adabi boodo , kshiki ye kami takhasosi minevishtid, in ke memari paydar kheili khoobe ke dige hame midoonand,
    امیدوارم بتونیم این دیدگاه رو نه تنها در روش طراحی بلکه در زندگی خودمون گسترش بدیم
    این دیدگاه فعلا که تو مملکت ما فقط در حد مقاله و بحث باقی مونده. امیدوارم شاهد تحول این عرصه با وجود شما باشم.
    متنی که نوشتم به واقع آرمان گرایانه بود و واقعیت اینه که خیلی افراد محدودی وجود دارن که قدم هاشونو بر اساس ارزش های واقعی انسانی بردارن و معماران هم از این قاعده مستثنی نیستن...نگاهی که امروزه به معماری پایدار هست فقط و فقط به خاطر مشکلات به وجود آمده است و نه به خاطر اینکه معماری اساسا باید همین گونه باشه به همین دلیله که سعی کردم با دغدغه انسانی پیوندش بدم که در نظر معمار دغدغه ای همیشگی باشه و نه فقط به خاطر مشکلات امروزه...انسان ها در سطح آگاهیشون با مسائل برخورد می کنن قطعا نمی شه از همه انتظار های آرمانی داشت اما من به این جنبش حتی در سطحی ترین لول هم خوشبینم و معتقدم ما به عنوان نسل جدید معمارمی تونیم این نگاه رو وارد جنبش کنیم انسان امروزه تا حدی فهمیده مشکلات بیرونی 
    ریشه درونی داره و قطعا این نگاه می تونه واسش تلنگر باشه
    هرچند بانیان این جنبش مسوولیت پذیری انسان نسبت به طبیعت مد نظرشون نبوده اما چند سال بعد در یک کشوربه اصطلاح جهان سوم این نگاه در همین وبلاگ به وجود آمده و نمی شه نادیدش بگیرین قطعا تا تبدیل این نگاه به باور قلبی و در نهایت عمل راه درازی هست اما من خوشبینم
    شما درست می گین و واقعا قصدم این نبود که علمی باشه چون همونطور هم که در متن گفتم اصول معماری پایدار رو همه جا می شه سرچ و پیدا کرد قصد من ارائه علمی از قضیه نبود فقط خواستم نوع نگاه به قضیه رو عوض کنم و اصلا خیلی بیشتر تبدیل به دغدغه کنم اونم با ربط دادنش به ارزش های انسانی (چیزی که همگان روش غیرت دارن)
    سوال دوم: می شه تعریفتون از انسان مبنا رو بگین؟
    اگه بخوایم فقط از بعد اجتماعی به انسان نگاه کنیم باز هم اسیر یک جانبه نگری می شیم...اجتماع پایدار به دست نمیاد مگر زمانی با اهداف اکولوژیک و اقتصادی نیز به تعامل برسه...و شما درست میگین امروزه به دو مقوله بعدی بیشتر توجه می شه برای همینه که ها هنوز واقعا معماری پایدار نداریم چون هنوز درک نشده و چون هنوز در ذهن ما تبدیل به دغدغه نشده و فقط در حد یک دانش مونده.قطعا تا زمانیکه من به وضعیت موجود قانعم به ایجاد تغییر باور ندارم. من خواستم با پیوند ارزش های انسانی (مثل هویت، اجتماع، احترام به طبیعت و... ) با مقوله معماری و اینکه آیا واقعا معماری هم می تونه برای  انسان ارزش آفرین باشه این دغدغه و نا رضایتی به وضع موجود رو در ذهن خواننده ایجاد کنم و گرچه به شکل آرمانی ، اما معماری پایدار منطبق با ارزش های انسانیه و می شه اونو معماری انسانی نامید.
    اگه نیاز به توضیح بیشتر هست در بگین... 
    مرسی از شما که خوندین
    معماری سبز و اکوتک در واقع جز سرفصل های معماری پایدار هسنتد. و جریان هایی هستند که پس از بحران های زیست محیطی اخیر به وجود آمدن.اهداف معماری سبز براین استوار است که هر ساختمان مانند جز کوچکی از طبیعت بوده و بعنوان بخشی از اکوسیستم عمل کند حالا اگه اهداف توسط تکنولوژی روز تامین بشه معماری جز رسته ی اکوتک قرار می گیره...پس هر معماری سبزی لزوما اکوتک نیست...از طرفی معماری پایدار نشات گرفته    از توسعه پایدار هست و علاوه بر نگاه زیست محیطی ، اهداف اجتماعی و اهداف اقتصادی هم در برمیگرد  در نتیجه هیچ کدوم هم معنا نیستند اما دو عنوان اول رو می تونیم زیر مجموعه اهداف معماری پایدار بدونیم 
  • شقایق شهری
  •  معماری پایدار می‌داند هر ساختمانی می‌تواند یک معبد باشد…
    فقط خواستم تشکرکنم ...نگاه خوبی بود
    واقعیت اینه که من این میزان به موضوع طراحی پایدار و به طور خاص معماری پایدار خوش‌بین نیستم.
    هرچند یادداشت خوبتون نقطه نگاهی انسانی و شرقی و متفاوت از محتوای معماری پایدار داشت به زعم من و خیلی لذت بردم اما در واقع امر دنیای امروز در پس معماری پایدار به دنبال چیه؟
    من فکر می کنم بشر معاصر در پس طرح موضوع پایداری در طراحی به دنبال تغییر رویه ها و اصلاح مسیر نیست، بلکه تلاش داره اشکالات موجود در همین مسیر رو حل کنه. حالا اگه بیایم و بگوییم مسیر از بنیان غلطه، و هرچه زیبا و صاف و تراشیده ش کنیم در اساسش چیزی عوض نمی شه چی؟
    اساس تمدن اخیر بر تمتع هرچه بیشتر از زمینه و تا وقتی این اساس فرونپاشه ، رابطه با طبیعت کماکان رابطه میان بهره‌برداران و بهره‌ایه که احترام بهش تنها به خاطر منافع خود بشر اصالت داره نه به خاطر مرجعی بالاتر. این در حالیه که نفس آدمی در خودش طمع و برتری جویی داره. محصول این دو مقدمه دوری باطله که به حرکتی کلی و درست و اصلاحی نمی انجامه. البته سالیانی بشر ممکنه روش ها و توصیه های پایداری رو جدی بگیره اما در آخر تا نگاه اساسی تمتعی بشر معاصر تغییر نکنه و شان خودش رو در امتداد و مسئولیت نسبت به طبیعت نشناسه چیزی عوض نمی شه
    خدا ما رو مسئولین زمین قرار داده نه صاحبانی بدون تکلیف.
    این حرف در کجای نگاه پایدار وجود داره؟ اگه هست ممنون می شم ابهام م رو رفع کنید
    سلام،
    متن زیبایی بود اما خیلی علمی نبود، منظورم اینه که جایگاه معماری انسانی رو در معماری پایدار کجا دیده بود زیاد معلوم نیست
    معماری پایدار تا جایی که می دونم از سه قسمت تشکیل شده1. پایداری اکولوژیکی2. پایداری اقتصادی و 3. پایداری اجتماعی
    به نظرم معماری انسان مبنا در پایداری اجتماعی شکل می گیره در حالی که امروزه بیشتر معماری پایدار متوجه مسئله پایداری اکولوژیکیه که ارتباطشو با معماری انسانی نمی فهمم، اگه ممکنه بیشتر توضیح بدید
    والسلام
    بعد از خوندن یادداشت خوبتون یک جستجویی در اینترنت کردم.
    اگه درست متوجه شده باشم منظورتون از معماری پایدار Sustainable architecture است. اما من در وب چیزی دیگه به اسم green architecture  هم دیدم که تفاوت بین این دو رو نفهمیدم. چند جا دیدم این ها رو یکی دونستن اما منطقی نبود که یکی باشند و دو اسم داشته باشند.
    تو کلاس هامون هم استادها از معماری اکوتک حرف می زنن
    می شه برام بگین دقیقا این ها چه تفاوت هایی دارن؟
    تشکر
  • رسول زاده
  • خوشحالم که اینطوری فکر می کنی :) خیلی
    کلیه‌ی یادداشت های منتشر شده در یانون‌دیزاین، نظر شخصی نویسنده محترم هر یادداشت است و پاسخ‌گویی به ابهامات و پرسش‌های پیرامون یادداشت نیز بر عهده ی عزیزان نویسنده می باشد.
    یانون‌دیزاین فضایی آزاد برای انتشار هر یادداشت مرتبط در موضوعات هنر و طراحی است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی