یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

بلا رُبا

نعل اسب به آهن‌ربای U شکل نزدیک می‌شد؛ نزدیک و نزدیک‌تر.
آهن‌ربای U شکل گفت، دور شو! نزدیک نیا! نمی‌خواهم ببینمت! اما نعل اسب هم‌چنان پیش می‌آمد. نعل اسب به آهن‌ربای U شکل که رسید٬ آرام گرفت؛ و از حرکت بازایستاد. آهن‌ربا از نعل اسب پرسید: دوستم داری؟
نعل اسب پاسخ داد: معلوم نیست؟! آهن‌ربا گفت: پس خودت را آماده کن!
نعل اسب: برای چه؟!
دستی نعل اسب را جدا کرد؛ و برد. در حالی که نعل اسب ناباورانه آهن‌ربا را نگاه می‌کرد، صدای برخورد اجسامی سخت با سطح آهنی کوچک و U شکلی به گوش می‌رسید.

۱۱۰ مطلب با موضوع «painting» ثبت شده است

خواهری که بود؛ خواهری که هست

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۱، ۱۱:۲۵ ب.ظ

هروله‌های میان خیمه‌ها و تل تمام شد.

از بالای آن بلندی چشم‌هاتان دید هر آن‌چه نباید می‌دید. درنوردیدن صحرا برای یافتن اطفال گریزان از آتش خیمه‌ها و از قساوت نامردها هم تمام شد....
دانه‌ دانه‌ مهره‌های این تسبیح را از گوشه کنار این صحرای تفتیده جمع کرده اید.......
آه! بانوی صبر، حماسه تمام نشده. پرده آخر رسیده؛ صحنه را فقط شما می‌توانید تمام کنید. علم عباس را برداشته‌اید. شما خواهر حسین بودید. شما خواهر حسین هستید.

(متن از مریم روستا)

-------
از تصویرسازی‌های بچه‌های هیئت هنر در سال‌های اخیر
 

  • یانون دیزاین

مردی که اسب بود

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۱، ۱۱:۱۴ ب.ظ

از کنار خیمه‌های زنان که برگشت، آمد بین کشته‌ها تن صاحبش را پیدا کرد. 

بو کرد.

رفت طرف فرات، توی آب فرو رفت. و دیگر کسی اسب خونین را ندید...

(متن از فاطمه شهیدی)
-------
از تصویرسازی‌های بچه‌های هیئت هنر در سال‌های اخیر
 

  • یانون دیزاین

مردی که نامه‌های زیادی داشت

يكشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۱، ۰۱:۳۳ ب.ظ

پای نامه صد و چهل هزار امضا بود.

نوشته بود: "برای آمدنت آماده‌ایم و دیگر با والیان شهر نماز نمی‌خوانیم".

نوشته بود: "میوه‌ها رسیده و باغ‌ها سبز شده. منتظرت هستیم".

نامه در دست‌هایش. وسط بیایان روبروی سپاهی که راه‌ش را بسته بودند ایستاد:

"کسی را کشته‌ام خون‌ش را بخواهید؟ مالی را برده‌ام؟ کسی را زخمی کرده‌ام؟".

بی‌دلیل هلهله کردند.

گفت: " مردم کوفه مرا دعوت کرده‌اند. این نامه‌ها ...".

صداهای بی‌معنا و نامفهوم درآوردند تا صدایش نرسد. 

جلوتر آمد تا صورت‌هایشان را ببیند و ناگهان ساکت شد:

"شبث ابن ربعی؟! حجار ابن اجبر؟! قیس ابن اشعث؟!"

(متن از فاطمه شهیدی)
-------
از تصویرسازی‌های بچه‌های هیئت هنر در سال‌های اخیر
 

  • یانون دیزاین

مردی که حساب بلد نبود

شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۲۷ ب.ظ

می‌شد تشنه از سر شط بلند نشود.... وقتی گفتند: "آب بیاور"

می‌شد سیاهی هایی که دو سوی نهر، پشت درخت‌ها بودند بشمارد و حساب کند که نمی‌شود.
شب پیش که فامیل‌هایش در سپاه یزید، پنهانی امان نامه آوردند، می‌شد کمی فکر کند قبل از این‌که سرشان داد بزند: "می‌گویید من در امانم، پسر فاطمه (س) در امان نیست؟" 
زیرک و شجاع بود و هوای همه چیز را داشت. پرچم را برای همین داده بودند دستش، 
می شد به او تکیه کرد.
فقط پای برادرش که به میان می‌آمد......
(متن از فاطمه شهیدی)
--------
از تصویرسازی‌های بچه‌های هیئت هنر در سال‌های اخیر

 

  • یانون دیزاین

مردی که تنها شش ماه داشت

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۱، ۰۴:۵۶ ب.ظ

دست به دست می‌شد در خیمه؛ 
آرام نمی‌گرفت شش ماهه

دل کوچک‌ش تاب تنهایی بابا را نداشت...

--------

از تصویرسازی‌های بچه‌های هیئت هنر در سال‌های اخیر

 

  • یانون دیزاین

مردی که راه‌ رفتن‌ش قشنگ بود

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۴۷ ب.ظ

این سال‌ها رسم شده در هیئت هنر که هر ساله متناسب با گوشه های بی مثال حماسه عاشورای امام حسین (ع) بچه های هنر قلم به دست می‌گیرند و تصویرهایی می سازند. کارگروه تصویرسازی هیئت!
این جا این چند روزه سعی می‌کنم برخی از تصویرسازی های سال‌های قبل را منتشر کنم.

---------

صدای شمشیرش میآمد، صدای تاخت اسب و زمزمه‌ شعری که می‌خواند‌: "این مبارزه جوهره مردان را آشکار می‌کند، این مبارزه، ادعا را از حقیقت جدا می‌کند."

نفس‌ها حبس بود. جوان‌ها خویشاوند، سر لای زانوها پنهان کرده‌بودند تا فریادی را که در راه است نشنوند. جوان‌ها، نیمه‌شب، دور از چشم بزرگ‌ترها رفته‌بودند بیابان، با هم پیمان بسته بودند، پیش از علی اکبر (ع) بروند. می‌دانستند هر زخم تن علی، پدرش را تکه تکه می‌کند.
اما مگر پدر و پسر گذاشته بودند.
علی گفته بود: "من باشم و شما بروید؟".
پدر گفته‌بود‌: "اول علی! فقط قبل رفتن چند قدم پیش رویم راه برود" 
 
(متن از فاطمه شهیدی)
 

  • یانون دیزاین

هنر باران / آدام نیکلویکز

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۱، ۱۱:۰۷ ق.ظ

یک کار خوبی شهری! شهر یک نماد قدیمی داشته و اون درختی کهن‌سال بوده که در تابلوی نقاشی قدیمی ای هم ثبت شده بوده. شهرداری تصمیم می گیره دیوار قدیمی یک بنای مهم شهری رو با یک نقاشی دیواری از حالت خراب فعلی دربیاره و در بافت شهری هم یک نمادسازی متناسب ایجاد کنه. 

آدام نیکلویکز برای پاسخ دادن به این نیاز، اولا اون درخت معروف رو انتخاب می کنه تا با عموم مردم شهر رابطه برقرار کنه. بعد به جای این که اون درخت رو مثل همیشه با نقاشی ساده‌ای روی دیوار پیاده کنه به این فکر می افته که چیزی ایجاد کنه که ظرفیت هر لحظه نو شدن و هر روز دوباره خلق شدن رو داشته باشه. این طور می شه که تصمیم می گیره اثر این درخت رو به نحوی بر روی دیوار ایجاد کنه که با بارش هر بارون ایجاد بشه و بعد از خشک شدن هوا محو بشه..... یعنی یک آن؛ یک گوشه در منظر شهری که گاهی نواخته می شه و گاهی ساکته و لزومی نیست که همواره بر سر ساکنان شهر آوار بشه و با زیاد دیده شدن اتفاقا از ارزش هاش کاسته بشه....

درسته در این کار هم برای این که بتونن انتخابی هر وقت لازم بود تصویر رو ظاهر کنن، آب‌پاش‌هایی رو در زیر کار تعبیه کردن اما در کل کار ظرفیت کم‌تر ولی بهینه و به اندازه و هدف‌مند دیده شدن رو داره... و این خوبه

 

  • یانون دیزاین

نقاشی‌های رها شده

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ۰۲:۳۱ ب.ظ

نقاش بلغاری در مجموعه زیر اون طور که خودش گفته سعی داشته تا با خالی کردن تابلو‌های نقاشی مشهوری از سکنه و فیگورهای انسانی، در عین نوآوری به نوعی درک ملموس‌تر از فضای معماری حاکم در این تابلوها برسه. چیزی که به نظر در مورد فیلم‌های سینمایی و سایر هنرهای بصری هم به نتایج جالب و گاهی بسیار نکته‌داری ختم می شه.

هرچند از ایده کلی این کارها و علتی که خود نقاش گفته بدم نیامد اما به نظرم باید در کنار این حرف‌ها، تمایل به کاری "نو و متفاوت" کردن به منظور دیده شدن بیشتر رو هم از انگیزه های اصلی چنین تولیداتی دونست. 

 

  • یانون دیزاین

نقاشی بر روی مخزن گار پروپان

جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۱، ۱۰:۰۴ ب.ظ

زندگی های امروز ما، شهرها و خانه‌های ما گاهی یک چیزهایی در خودشون دارن که به راحتی نمی شه حذف شون کرد. در عین حال چیزهایی خوشایند نیستن. یه جورایی تهدیدهایی هستند که اگه هنر داشته باشیم می شه به فرصت بدل بشن.

کانال های کولر روی نماهای ساختمونی، دمنده ها و خنک کننده های کولرهای گازی، فلکه ها و شیرهای گاز شهری، گاهی هم منابع و مخازن آب و گاز. این طور چیزها برای زندگی شهری این روزهای ما لازمن و قابل حذف نیستن اما می شه زهرشون رو گرفت و به یه فرصت خوب بدلشون کرد

در این پست چند نمونه نقاشی روی مخزن‌های گاز رو می بینیم که از اون‌ها جلوه‌هایی متفاوت به وجود آورده.

 

  • یانون دیزاین

art basel - drawing (pins) by tara donovan

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۱، ۰۶:۱۴ ب.ظ

 قبل از این که ادامه پست رو ببینین متوجه می شین این تصویر چیه؟

کلی که بیشتر از مجموع اجزاست و جزهایی که از صفات جزئی خودشون خارج شدن و فدای کلیت شدن.
حالا به این پست کاری ندارم اما این خالی شدن از فردیات و ذوب در چیزی کلی تر خودش چیز عجیبیه....


  • یانون دیزاین