یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

بلا رُبا

نعل اسب به آهن‌ربای U شکل نزدیک می‌شد؛ نزدیک و نزدیک‌تر.
آهن‌ربای U شکل گفت، دور شو! نزدیک نیا! نمی‌خواهم ببینمت! اما نعل اسب هم‌چنان پیش می‌آمد. نعل اسب به آهن‌ربای U شکل که رسید٬ آرام گرفت؛ و از حرکت بازایستاد. آهن‌ربا از نعل اسب پرسید: دوستم داری؟
نعل اسب پاسخ داد: معلوم نیست؟! آهن‌ربا گفت: پس خودت را آماده کن!
نعل اسب: برای چه؟!
دستی نعل اسب را جدا کرد؛ و برد. در حالی که نعل اسب ناباورانه آهن‌ربا را نگاه می‌کرد، صدای برخورد اجسامی سخت با سطح آهنی کوچک و U شکلی به گوش می‌رسید.

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ هنر» ثبت شده است

بر سر نقد هنری چه آمد؟ / جیمز الکینز

پنجشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹ ب.ظ

«انجام عمل نقادانه‌ای که برآمده از دانش نظری و عملی، دارای روی‌کرد و چارچوب و در نهایت تاثیرگزار و راه گشا باشد، مستلزم تلاش و تفکر و آموختن بسیار است.» این قسمتی از مقدمه‌ی مترجم بر کتاب جیمز الکینز است. 

سید امیر حسینی در یادداشت کوتاهی از نقد هنری و مرگ آن یا لااقل بحران بزرگی که گریبان آن را گرفته است، از منظر جیمز الکنیز می‌گوید. 

  • سید امیر حسینی

تاریخ مختصر هنر هند / روی سی. کریون

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۷ ب.ظ

علی حاجی‌اکبری: این اولین تصویری است که در نخستین برخورد با تاریخ مختصر هنر هند با آن مواجه می‌شویم. اما این بانوی غرق در زیور و زینت کیست؟ و در پس این تصویر او چه داستان‌هایی نهفته است؟

  • علی حاجی‌اکبری

مردانی با دو پای چپ / هنرمندان مصر باستان

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۰۰ ق.ظ

خلق آثار هنری تجسمی، همیشه به یک منظور انجام نگرفته‌است؛ مثلا، انسان، همیشه نقاشی را به منظور بازنمایی واقعیت‌های بصری، یا بیان یک احساس، یا آفرینش فرمی احساس‌برانگیز، یا از سر گذراندن تجربه‌ای زیباشناختی، یا رسیدن به لذتی محسوس، نکشیده‌است. ممکن است، انگیزه‌هایی غیر از این‌ها او را به این کار برانگیخته باشد. و احتمالا منطق صوری حاکم بر اثر، با این انگیزه در ارتباط است.

گاهی هنرمند در پی آن است که هر چیز را در روشن‌ترین نمود آن و به کامل‌ترین شکل ممکن بازنمایاند. در این حالت، او به دنبال بیان واقعیات، آن گونه که یک ناظر انسانی خاص، از زاویه‌ای معین و محدود ادراک می‌کند، نیست. شاید در نظر او، تصویر یک موجود، مرتبه‌ای از هستی آن موجود باشد، و این توانایی را داشته باشد، که به مراتب بالاتر صعود کند؛ و به گوهر حیات دست یابد؛ به شرط آن که کامل و واضح باشد. بر اساس یک روایت از تاریخ هنر، در سنت نقاشی مصر باستان، هنرمندان به دنبال چنان تصویری بودند. برای ترسیم یک انسان، هر بخش از بدن را از زاویه‌ای که نمود کامل‌تر، روشن‌تر یا زیباتری داشت، مجسم می‌کردند. در تصویری که به دست می‌آمد، چشم، شانه‌ و سینه‌ها از نمای رو‌به‌رو دیده می‌شد، در حالی که صورت، دستان و پاها نیم‌رخ بودند. این روایت، مجهولاتی را برایمان باقی می‌گذارد؛ مثلا، چرا هنرمندان مصری گاهی هر دو پا را با نمای داخلی‌شان نمایش می‌دادند؛ یعنی، هر دو پا را طوری می‌کشیدند، که فقط بزرگ‌ترین انگشت‌شان دیده می‌شود؛ و انگشتان دیگر، که پشت آن پنهان هستند، دیده نمی‌شوند؛ انگار یکی از پاها که قرار بود از نمای بیرونی دیده شود، صد و هشتاد درجه چرخیده. نتیجه جالب است! مردانی با دو پای چپ، یا دو پای راست!

  • علی حاجی‌اکبری

دژاوو / حسین سلطانی

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ

گاهی احساس می‌کنیم آن چه را که اکنون در حال مشاهده هستیم، قبلا دیده‌ایم. به این حالت پیش‌دیدگی، دژاوو می‌گویند؛ عنوانی که حسین سلطانی برای مجموعه‌ای از تابلوهای نقاشی‌اش انتخاب کرده است. سلطانی برای خلق این نقاشی‌ها از آثار تاریخ هنر اروپا استفاده کرده؛ و با بازسازی هفت تابلوی معروف از اساتید آن سامان، مجموعه‌ی دژاوویش را پدید آورده است. کوره‌های وولکان، مرگ مارا، صبح به خیر آقای کوربه، قایق‌رانان، مارس، بار فولی برژر و آقا و خانم اندروز تابلوهایی هستند که سلطانی از آن‌ها بهره برده است.

در این پست نمونه‌ تابلوهای اصلی و تابلوهای دژاوو حسین سلطانی در کنار هم آمده‌اند. سلطانی هم‌آن طور که از نقاشی‌های چند سده اخیر اروپایی استفاده کرده‌است در نقاشی‌های خودش نیز نوستالژی دهه‌های پنجاه و شصت ایران را مورد نظر قرار داده است تا با جای‌گزین‌ کردن حالت‌های روزمره و ساده در دژاوو نوعی نقاشی واقع‌گرای ایرانی را رقم بزند. واقع‌گرایی سلطانی دقیقا مانند واقع‌گرایی سده‌های معاصر اروپایی از دریچه چشم انسانی عادی و خالی از بسیاری از واقعیات عصر ماست. انسان‌های سلطانی هیچ‌کدام یک الگو نیستند. حتی سرباز سلطانی آن سرباز مجاهدی نیست که تاریخ واقعی‌ش دقیقا در دهه‌های پنجاه و شصت، تاریخ ایران معاصر را رقم زد....

  • علی حاجی‌اکبری

ستایش مغان / جمعی از هنرمندان مسیحی

دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۸ ب.ظ

آن سه نفر که بودند؟ شاید سه مغ، که تحمل حضور در زیر سایه‌‌ی کوتاه پادشاهان را نداشتند. شاید هم خود پادشاهانی بودند که دوست نداشتند خلق را در زیر سایه‌ی کوتاهشان نگهﺩارند. هر که بودند به دنبال کسی ﻣﻲگشتند. کسی که همه، از پادشاه و مغ و گیاه و پرنده و ماهی و گرگ و گوسفند، آمده بودند تا در زیر سایه‌ی بلندش جای خود را پیدا کنند.
آن سه نفر که بودند؟ فارس بودند یا عرب؟ سیاه یا سفید؟ پادشاه یا مغ؟ اصلا سه نفر بودند یا کمی بیشﺗﺮ یا کمﺗﺮ؟ چه تفاوتی ﻣﻲکند؟ مهم این است که وقتی ستارهﺍی را در حال طلوع در غرب دیدند، فهمیدند گمﺷﺪه‌ی آنﻫﺎ به زودی خواهدآمد. این بود که از شرق به جایی رفتند که کلمات معنای خود را پیدا می‌کنند. رفتند تا در کنار کلمه‌ی پاکیزه‌ی خدا قرار بگیرند، و در ساختن جمله‌ی زیبای خدا نقشی بازی کنند. ...
ستایش مغان، عنوانی است که به یکی از موضوعات به‌کاررفته در پاره‌ای از نقاشی‌ها و مجسمه‌های مسیحی داده‌شده، که در ارتباط با تولد حضرت مسیح (ع) است. در طول تاریخ هنر اروپا بسیاری از هنرمندان با انگیزه‌های متفاوت درباره این واقعه به خلق اثر پرداخته‌اند.

  • علی حاجی‌اکبری

ایده‌هایی از نقاشی‌های مشهور / جمع عکاسان

جمعه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ق.ظ

گروهی از عکاسان اروپایی در قالب پروژه‌ای مشترک برخی تابلوهای مشهور تاریخ هنر را دست‌مایه‌ ایده‌هایی برای عکاسی امروزی قرار دادند. عکاسی لحظه‌هایی که جزئی از تکنولوژی تمدن معاصر به جای روابط انسانی و طبیعی، محرک احساسات انسانی می‌شود. می‌توان رگه‌هایی از انتقاد به وضع موجود را در مجموعه‌هایی این‌چنین پیدا کرد.

در بین آثار برخی ایده‌ها مخصوصا تابلوی دختری با گوش‌واره مروارید ورمیر به بیان قابل توجهی دست‌پیدا کرده‌اند.

  • یانون دیزاین

هنر نیست! / استودیو ورشه

سه شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۳، ۱۰:۱۸ ق.ظ

چالشی قدیمی در تعریف هنر هست که میان هنر به مثابه‌ی یک تجربه‌ی درونی و ظهور ناخودآگاه از جانب شخص هنرمند و طراحی به مثابه حساب و کتابی مشخص برای ظهوری مشخص و تعریف شده تمایز قائل می‌شود. حتی خیلی از بحث‌های بی‌خودی که امروز در میان رشته‌های هنری دانش‌گاهی برقرار است و اتهام‌زنی‌هایی که به برخی از فعالان رشته‌ها اجازه‌ی ارزش‌گذاری سایر رشته‌های هنری را بر مبنای دوری از آرمان هنر یا نزدیکی به آن می‌دهد، نیز ناشی از همین چالش است. مثلا یادم هست که در دانش‌گاه هنر نقاش‌ها فکر می‌کردند هنر تنها در نقاشی و احیانا کمی در مجسمه‌سازی خلاصه می‌شود و باقی رشته‌ها طفیلی همین دو رشته هستند. یا مثلا فعالان هنرهای بصری با فراموشی تاریخی که بر همه هنرها در ذیل معماری گذشته است، همیشه در برابر قرارگرفتن هنر معماری در کنار سایر رشته‌های هنری موضع داشتند.

به هر تقدیر این چالش قدیمی خود حتی دست‌مایه و موضوعی انتقادی برای برخی هنرمندان قرار گرفته است. هنرمندان اردنی، مثنی حسین و هادی علاالدین، در استودیو گرافیک ورشه با ارائه‌ی مجموعه‌ پوستری با استفاده از برخی فیگورهای مشهور تاریخ هنر و دیاگرام کشف روابط پنهان ریاضی و هندسی در آن‌ها، به نوعی هنر یا دیزاین بودن این آثار را به چالش کشیده‌اند و از آن‌ها به عنوان شاخص‌هایی برای انتقاد به این چالش مطرح شده استفاده کرده‌اند. 

  • یانون دیزاین

تاریخ هنر / دینا آرنولد

دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۵:۱۶ ب.ظ

یحیی نوریان: برای همه علاقه‌مندان به تاریخ هنر، کسانی که تاکنون تاریخ هنر خوانده‌اند یا فراخور درس و دانش‌گاه باید بخوانند، یا قرار دارند بخوانند، یا حتی قرار ندارند بخوانند! خواندن کتاب تاریخ هنر دینا آرنولد توصیه می‌شود. خانم آرنولد با وجود آن‌که کتاب را با نام عام «تاریخ هنر» نام‌گذاری کرده است اما بیش‌تر در مورد چالش‌های نگارش، ارائه، تفکر در مورد یا خوانش تاریخ هنر حرف می‌زند. شاید اگر من قرار بود نام کتاب آرنولد را انتخاب کنم بهتر می‌دیدم که نام‌ش «درباره تاریخ هنر» باشد.

  • یانون دیزاین

نگاهی نو به تاریخ هنر

دوشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۶:۰۴ ب.ظ
نگاهی نو به تاریخ هنر
حلقه هنر - یحیی نوریان (طراح معمار؛ استودیو پنج‌اوهفت)
----------

می‌خواهم درباره­ی تاریخ هنر صحبت کنم. این ارائه را قسمت اول فرض کنید. در واقع قسمت دومی هم وجود دارد که بعدا ارائه خواهد شد. من در این گفتار مجبورم به بخش اول از «تاریخ هنر»، یعنی به موضوع تاریخ به صورت جدی بپردازم. و نکته‌ای را بگویم که شاید بنیان تعریف تاریخ جدید، از طرف تمدن ما باشد.

  • یانون دیزاین

یک چاقوی بهتر / آندری پونتی

جمعه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۲:۰۳ ب.ظ

براساس اسناد باستان شناسی، گونه‌های نخستین باهوش سنگ یا چوب رو به طوری تراش می‌دادن که لبه‌های برنده پیدا کنه و از اون به عنوان چاقو و نیزه و به منظور شکار استفاده می‌کردند. بعدها با کشف روش‌های استحصال فلزات و فلزکاری و ... وسایل تیز و برنده با فلزات ساخته می‌شدند و این که به معنای رشد ابزاره مهم‌ترین سررشته سیر و تحولات تاریخی قلم‌داد می‌شد. اکثر تواریخ مدون بشری هم این مقوله یعنی رشد ابزار و روش‌های ساخت رو مبنای رشد تمدن‌ها حساب آوردن و اون رو در متون‌ خودشون مبنای ارزش‌گذاری هر تمدن و اندیشه اون قرار دادن.

اما وقتی در عصری که بشر سال‌های ساله از توفیقات تکنولوژیکال گذشته و همه صنایع رو در ید خودش داره، مواجه می‌شیم با طرحی که به عنوان پیش‌نهاد یک چاقوی خوب‌تر به ما چاقوی بسیار خوش‌ساخت و خوش‌فرم اما چوبی پیش‌نهاد می‌کنه، اون رو باید در کجای سیر تحول بشری بگذاریم؟
و اساسا آیا نوشتن تاریخ هنر و تمدن بر مبنای تحول روش‌ها و ابزار، روش عاقلانه‌ای بوده؟
  • یانون دیزاین