یانون دیزاین ... yanondesign

نگاهی روزانه به طراحی و هنر
نشریه‌ی ‌الکترونیکی روزانه؛ جسـتاری در هـنر و طـراحی
مشترک روزنامه یانون‌دیزاین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
تبلیغات

دوباره یانون‌دیزاین

قریب به نه ماه از آخرین پست انتشاری یانون‌دیزاین می‌گذرد! و دقیق‌تر قریب به یک سال از کم فعالیت‌ شدن و خسته‌ شدن یانون‌دیزاین!

یانون‌دیزاین تا پیش از این یک سال، با جامعه بزرگ و علاقه‌مندی از حوزه طراحی ، معماری و هنر آمیخته شده بود. خیلی‌ها در سال‌های ۸۶ که فقط به فرستادن ایمیل‌های گاه‌به‌گاه دیزاین به صندوق ایمیلی معدودی از دوستان ورودی ۸۵ دانش‌گاه هنرم مشغول بودم تا همین آغاز سال ۹۶ ، کم کم روزانه با ایمیل روزنامه یانون‌دیزاین، سیر اینترنتی خودشان در جهان هنر و طراحی را شروع می‌کردند. خیلی‌ها ابراز لطف فراوانی را در این سال‌ها به تیم فعال یانون‌دیزاین ابراز کرده‌اند و همین خیلی‌ها و بسیاری که منتقدانه و تیزبین همیشه ما را مدنظر داشتند، عمده انرژی و انگیزه پیش‌برد حرکت یانون‌دیزاین بودند. 

واقعیت آن است که مسائلی شخصی برای یک‌سالی این حرکت را متوقف کرد... اما عمده انگیزه‌ای که این سال‌ها پشت یانون‌دیزاین بود و اتفاقات خوبی که پیرامون آن در سال‌های گذشته افتاده بود مانع آن می‌شد که به کل یانون‌دیزاین را فراموش کنیم....

ما به امید خدا از امروز یعنی ابتدای اردی‌بهشت ۹۷ دوباره با انگیزه شروع خواهیم کرد. با هم از جهان هنر و طراحی خواهیم دید.... روزانه و پابه‌پای تحولاتی که در پیرامون‌ ماست.

تبلیغات
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ هنر» ثبت شده است

دختری با گوشواره‌ی مروارید / تریسی شوالیه

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۹ ب.ظ

علی حاجی‌اکبری : از جذابیت‌های این داستان به ویژه برای نقاشان و هنرمندان تجسمی، اشاره‌هایی است به روش‌ها، تکنیک‌ها، ابزار و وسایل، و باریک‌بینی‌های نقاشانه‌ی ورمیر. در ضمن، تصویری هم از هلند اواسط قرن هفدهم ترسیم می‌شود که جذابیت خود را دارد.

  • علی حاجی‌اکبری

بر سر نقد هنری چه آمد؟ / جیمز الکینز

پنجشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹ ب.ظ

«انجام عمل نقادانه‌ای که برآمده از دانش نظری و عملی، دارای روی‌کرد و چارچوب و در نهایت تاثیرگزار و راه گشا باشد، مستلزم تلاش و تفکر و آموختن بسیار است.» این قسمتی از مقدمه‌ی مترجم بر کتاب جیمز الکینز است. 

سید امیر حسینی در یادداشت کوتاهی از نقد هنری و مرگ آن یا لااقل بحران بزرگی که گریبان آن را گرفته است، از منظر جیمز الکنیز می‌گوید. 

  • سید امیر حسینی

تاریخ مختصر هنر هند / روی سی. کریون

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۷ ب.ظ

علی حاجی‌اکبری: این اولین تصویری است که در نخستین برخورد با تاریخ مختصر هنر هند با آن مواجه می‌شویم. اما این بانوی غرق در زیور و زینت کیست؟ و در پس این تصویر او چه داستان‌هایی نهفته است؟

  • علی حاجی‌اکبری

مردانی با دو پای چپ / هنرمندان مصر باستان

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۰۰ ق.ظ

خلق آثار هنری تجسمی، همیشه به یک منظور انجام نگرفته‌است؛ مثلا، انسان، همیشه نقاشی را به منظور بازنمایی واقعیت‌های بصری، یا بیان یک احساس، یا آفرینش فرمی احساس‌برانگیز، یا از سر گذراندن تجربه‌ای زیباشناختی، یا رسیدن به لذتی محسوس، نکشیده‌است. ممکن است، انگیزه‌هایی غیر از این‌ها او را به این کار برانگیخته باشد. و احتمالا منطق صوری حاکم بر اثر، با این انگیزه در ارتباط است.

گاهی هنرمند در پی آن است که هر چیز را در روشن‌ترین نمود آن و به کامل‌ترین شکل ممکن بازنمایاند. در این حالت، او به دنبال بیان واقعیات، آن گونه که یک ناظر انسانی خاص، از زاویه‌ای معین و محدود ادراک می‌کند، نیست. شاید در نظر او، تصویر یک موجود، مرتبه‌ای از هستی آن موجود باشد، و این توانایی را داشته باشد، که به مراتب بالاتر صعود کند؛ و به گوهر حیات دست یابد؛ به شرط آن که کامل و واضح باشد. بر اساس یک روایت از تاریخ هنر، در سنت نقاشی مصر باستان، هنرمندان به دنبال چنان تصویری بودند. برای ترسیم یک انسان، هر بخش از بدن را از زاویه‌ای که نمود کامل‌تر، روشن‌تر یا زیباتری داشت، مجسم می‌کردند. در تصویری که به دست می‌آمد، چشم، شانه‌ و سینه‌ها از نمای رو‌به‌رو دیده می‌شد، در حالی که صورت، دستان و پاها نیم‌رخ بودند. این روایت، مجهولاتی را برایمان باقی می‌گذارد؛ مثلا، چرا هنرمندان مصری گاهی هر دو پا را با نمای داخلی‌شان نمایش می‌دادند؛ یعنی، هر دو پا را طوری می‌کشیدند، که فقط بزرگ‌ترین انگشت‌شان دیده می‌شود؛ و انگشتان دیگر، که پشت آن پنهان هستند، دیده نمی‌شوند؛ انگار یکی از پاها که قرار بود از نمای بیرونی دیده شود، صد و هشتاد درجه چرخیده. نتیجه جالب است! مردانی با دو پای چپ، یا دو پای راست!

  • علی حاجی‌اکبری

دژاوو / حسین سلطانی

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ

گاهی احساس می‌کنیم آن چه را که اکنون در حال مشاهده هستیم، قبلا دیده‌ایم. به این حالت پیش‌دیدگی، دژاوو می‌گویند؛ عنوانی که حسین سلطانی برای مجموعه‌ای از تابلوهای نقاشی‌اش انتخاب کرده است. سلطانی برای خلق این نقاشی‌ها از آثار تاریخ هنر اروپا استفاده کرده؛ و با بازسازی هفت تابلوی معروف از اساتید آن سامان، مجموعه‌ی دژاوویش را پدید آورده است. کوره‌های وولکان، مرگ مارا، صبح به خیر آقای کوربه، قایق‌رانان، مارس، بار فولی برژر و آقا و خانم اندروز تابلوهایی هستند که سلطانی از آن‌ها بهره برده است.

در این پست نمونه‌ تابلوهای اصلی و تابلوهای دژاوو حسین سلطانی در کنار هم آمده‌اند. سلطانی هم‌آن طور که از نقاشی‌های چند سده اخیر اروپایی استفاده کرده‌است در نقاشی‌های خودش نیز نوستالژی دهه‌های پنجاه و شصت ایران را مورد نظر قرار داده است تا با جای‌گزین‌ کردن حالت‌های روزمره و ساده در دژاوو نوعی نقاشی واقع‌گرای ایرانی را رقم بزند. واقع‌گرایی سلطانی دقیقا مانند واقع‌گرایی سده‌های معاصر اروپایی از دریچه چشم انسانی عادی و خالی از بسیاری از واقعیات عصر ماست. انسان‌های سلطانی هیچ‌کدام یک الگو نیستند. حتی سرباز سلطانی آن سرباز مجاهدی نیست که تاریخ واقعی‌ش دقیقا در دهه‌های پنجاه و شصت، تاریخ ایران معاصر را رقم زد....

  • علی حاجی‌اکبری

ستایش مغان / جمعی از هنرمندان مسیحی

دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۸ ب.ظ

آن سه نفر که بودند؟ شاید سه مغ، که تحمل حضور در زیر سایه‌‌ی کوتاه پادشاهان را نداشتند. شاید هم خود پادشاهانی بودند که دوست نداشتند خلق را در زیر سایه‌ی کوتاهشان نگهﺩارند. هر که بودند به دنبال کسی ﻣﻲگشتند. کسی که همه، از پادشاه و مغ و گیاه و پرنده و ماهی و گرگ و گوسفند، آمده بودند تا در زیر سایه‌ی بلندش جای خود را پیدا کنند.
آن سه نفر که بودند؟ فارس بودند یا عرب؟ سیاه یا سفید؟ پادشاه یا مغ